پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن
13میآمدند و همینطور همینطور همینطور هی زاویه زاویه زاویه، هی منفرجه، [زاویه] پیدا میکرد تا اینکه به کل ....! اول چیزی نمیگفتند، بعد فلان، بعد کم کم حرف و نقل شروع میشود بعد از حرف و نقل به طعنه بعد کم کم از طعنه به بدگویی، بعد کم کم از بدگویی به سبّ، سب میکردند آقا! همینها! مرحوم آقای حداد و پدر ما و امثال ذلک را سبّ میکردند. و تبرک میجستند! اینها همه را ما دیدیم آقاجان چشممان سیر است.
اما از آن طرف هم، آنهایی که در دلشان نور است، در دلشان نور است کم کم یک قضایا و مسائلی پیدا میشد که فاصله میگرفتند، در همانها بودندها ولی در همانها فاصله میگرفتند میآمدند اینور، عجیب استها، آقا پدرش آنجا بود ولی این فاصله میگرفت میآمد اینور، برادرش آنجا بود این فاصله میگرفت میآمد اینور، پسرعمویش آنجا بود فاصله میگرفت، چرا؟ چون نور، نور را جذب میکند، آن تمایل، از سمت چپ تمایل پیدا میشود کم کم کم کم به سمت راست و هی میآید در اینجا، هی آن حالت خودش را در اینجا میبیند، استقامت خودش را، امنیت خودش را، بساطت خودش را، انبساط را هی در این سمت دارد مشاهده میکند. کسی هم اجبار نمیکند، اجبار نمیکند. بفرما آقا، هم آنجا در باز است هم آنجا، هر دوتا در باز است. هر دوتا هست.
لذا در اینجا مسئلهی مهمی را امام سجاد علیه السلام دارند به ما بیان میکنند این یک دستور سلوکی است که ما بیخود و بیجهت سوءظن پیدا نکنیم، بیجهت به افراد سوءظن پیدا نکنیم بیجهت به افراد بدبین نباشیم، بیجهت به افراد تهمت نزنیم، حالا چه در دل چه در زبان، جای حسن ظن را باقی بگذاریم، غلبهی ظن در اینجا داشته باشیم، البته این را هم در نظر داشته باشید که حسن ظنّ اضافی هم غلط است، هر دو غلط است، بعضیها هستند از نقطهی نظر قلب همانطور که گفتیم نفس آنها همیشه به جنبهی منفی گرایش دارد، هی به مردم بد بگویند، هی مردم را کنار بزنند، نفس کج است، ولش کن این آدم نیست، ولش کن این اصلا هیچی بارش نیست، ولش کن این به درد نمیخورد، فقط ولش کن در دهانش هست و در زبانش، بعضیها از آن طرف افتادند یعنی به همه حسن ظن دارند، و این حسن ظن را بهش ترتیب اثر میدهند، اینجور هم صحیح نیست، انسان باید از نقطهی نظر جاذبه و دافعه در حد اعتدال باشد، اگر در حد اعتدال نباشد حسن ظن غالب او را به سمتی میکشاند که خود آن سمت انحراف است.

