پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن
17وقتی اینطور باشد خدا میگوید خیلی خب! حالا که اینطور شد افسارت را میاندازم دیگر گردن خودت، دیگر با تو کاری ندارم، برو دیگر ببینیم کجا میروی، برو که رفتیم، افسار دیگر میافتد گردنش، وقتی افسار آدم افتاد گردن آدم معلوم نیست دیگر به ناکجا آباد خواهد رفت، دیگر معلوم نیست. پس حسن ظن هم غلط است.
مرحوم آقای انصاری یک وقت نشسته بودند، ذکر خیر یکی شد، البته از شاگردان ایشان نبود جوانی بود خیلی خوش نفس بود، ایشان فرمودند که یک عیب در فلانی هست، هر کسی گفت چیست؟ در این موقع آن شخص هم آمد، انگار اصلا این صحبت پیش آمده بود که آن هم بیاید، گفتند که الان شما نبودی آقا داشتند صحبت شما را میکردند، که فلانی خیلی خوب است فلان است ولی یک عیب هم درش هست، میخواهم ببینم آن عیب چیست؟ چیزی به نظر نمیرسید اصلا آدم خوبی بود جوان خوب، ایشان فرمودند حسن ظنش بیش از مقدار لازم است، آدم باید حسن ظن داشته باشد ولی [به] مقدار لازم، زیاد نه، حسن ظنی که باعث انحراف انسان بشود این درست نیست.
ادم ولو خلاف هم از یک شخص ببیند بگوید انشاءلله گربه است! نه اینطوری نیست بابا! نمیشود که، گفت سگِ وق وق میکرد گفت سگ است گفت نه گربه است سینهاش گرفته، بابا دارد وق وق میکند دیگر، این که دیگر گربه نیست، حالا ما خلاف را داریم میبینیم میگوییم نه این چیزی نیست، انشاءلله چیزی نیست، نه قابل توجه نیست، نه چیزی نیست. نه! این غلط است.
و اتفاقا همان بنده خدا هنوز هم ایشان حیات دارد، انشاءلله خدا همه را مورد رحمت خودش و مورد لطف خودش قرار بدهد آدم خوبی هم هست، خوش نفس هم هست، الان هم هست و این بنده خدا از همین صفتی که داشت خلاصه خیلی چیزها را از دست داد، خیلی از فرصتها را از دست داد و خیلی. به واسطهی حسن ظنّ بیجا، بیجا.

