پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن
20خدا هم دید نه! مثل اینکه کار خلاصه دارد مشکل میشود خلاصه به ملائکهاش گفت، البته اینها مسائلی است که بالاتر از ملائکه استها، اینها برای مطالب بالاتر است، در حد ملائکه و اینها را، خدا میدهد، آن چیزهایی که دیگر برای خودش است، آهان! آن آثاری که دیگر برای خودش است آنجاها یک خرده ناز میکند، آن موقعها، ولیکن در آن مراتب مادون، اسماء و مظاهر اسماء و صفات نه، آنجا اینجوری نیست قضیه اینجوری نیست، خلاصه ما هم داریم یک خرده میگوییم دیگر، ما هم از آنهایی که شنیدیم بیاییم برای رفقا بگوییم، خلاصه خدای خوبی داریم. به قول مرحوم آقا میفرمودند خوب خدایی داریم، خدایی داریم که بیش از آنچه که تصور میکنیم رحمتش را برای ما باز کرده است.
خب امام سجاد علیه السلام در اینجا به خدا عرضه میدارد که خدایا من رأفت تو را دیگر فهمیدم، به این سرّ واقف شدم، جود و کرم تو را شناختم، درست است من گناه میکنم، درست است من مکروه تو را به جایی میآورم، درست است مع قلة حیائی، آنچه را که موجب سخط و غضب توست انجام میدهم، اینها همه درست است، ولی بالاخره فهمیدم که طرفم کیست؟ کجا هستم؟ با کی طرف هستم؟ این برایم مهم است، با زید و عمر و بکر و خالد طرف نیستم، که بگوییم بالای چشمت ابروست تا پدرم را ندهند دستم ول نمیکنند، نه! با کی؟ با تو طرف هستم، پس بنابراین و قد رجوت ان لا تخیب بین ذین و ذین منیتى، امید من این است، حسن ظن من به تو این است، مطلوب من این است، خواست من این است که آرزوی مرا خلاصه برآورده کنی و مرا بینصیب نگردانی. به واسطهی این حسن ظنی که دارم. فحقق رجائى، پس رجاء و امید مرا، رجاء یعنی امید، امید من را محقق کن، واسمع دعائى، دعا و خواست من را بشنو یا خیر من دعاه داع زیرا تو کی هستی؟ تو کسی هستی که از هر شخصی که انسان او را بخواند تو مطلوبتر هستی، و در دسترستر هستی، وافضل من رجاه راج، و از هر کسی که انسان به او چشم دوخته باشد و دل به او بسته باشد تو از آن با فضیلتتر و بالاتر هستی.

