اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن

14808
سال 1432
نسخه عربی

پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن

8
  • کلهم نور واحد، نور واحد بودن یعنی حقیقت ولایت در آنها یکی است منتهی به لحاظ سعی و محدودیت خب آنها متفاوت هستند، و تکرار در تجلی معنا ندارد، راجع به اولیاء الهی هم خب همینطور است، و از اینجا ما استفاده می‌کنیم که گرچه در لسان ائمه است که لایقاس بهم احد، یا لا یقاس بنا احد، کسی با ما قیاس نمی‌شود، ولی از نقطه‌ی نظر حقیقت نوریه و حقیقت ولائیه که یکی است تفاوت نمی‌کند، آن معرفتی که در رسول خدا است به نحو اتمیت همان معرفت در امیرالمومنین است به نحو تامّیت، اتمّ رسول اللَه است، امیرالمومنین اتمّ نیست، تجلی اعظم در رسول اللَه است. اللَهم انی اسئلک بالتجلی الاعظم فی هذا اللیل المعظم، تجلی اعظم تجلی رسول اللَه است، پس از رسول اللَه امیرالمومنین است و فاطمه زهرا و همینطور ائمه یکی پس از دیگری تا می‌رسد به حضرت بقیة اللَه و پس از حضرت بقیة اللَه آن عرفا و اولیائی که در تحت ولایت حضرت بقیة اللَه هستند، ولایت آنها نفس ولایت بقیة اللَه است. نه اینکه دو چیز در عرض هم، در عرض هم معنا ندارد ما یک ولایت بیشتر نداریم و آن ولایت ولایت الهیه است که از حقیقت ذات مُنشأ می‌شود و به واسطه‌ی نفس ولی که رسول اللَه است ظهور خارجی و عینی پیدا می‌کند و در هر نفسی از نفوس معصومین تجلی خاص به خود را دارد، تا در زمان ما که الان در نفس امام عصر عجل اللَه تعالی فرجه شریف آن ولایت ظهور و بروز خارجی دارد.

  • ولایت یعنی چی؟ یعنی وساطت در تنزیل اراده‌ی پروردگار در عالم وجود، این می‌شود ولایت، اراده به واسطه‌ی اسماء کلیه و صفات کلیه. پس بنابراین وقتی که یک ولی به مقام ولایت می‌رسد یعنی فِناء پیدا می‌کند، و دیگر انانیت نفس مضمحل می‌شود و وقتی آن کدورت غیریت از میان برمی‌خیزد و وقتی دیگر شوائب نفسانی به کل، محو و نابود می‌شود که از او تعبیر به فَناء ذاتی می‌کنیم پس از آن بقائی که پیدا می‌کند همان ولایتِ خالصِ سازجِ بی‌غلّ و غشِ بی‌کدورتِ و بی‌ظلمت است و بی شؤُب‌ کثرت است که از نفس ولی حی که امام زمان آن عصر هست از آن می‌گیرد و ابراز می‌کند، پس چه فرقی بین او و بین امام است؟ هیچی! دیگر فرقی نیست. فرق از نقطه‌ی نظر سعه‌ی وجودی چرا، امام علیه السلام بحر است، ولی ممکن است نهر باشد همانطوری که عرض کردم آن فرق هست، آن فرق هست. واسطه‌ی اولی امام علیه السلام است، در این شکی نیست، انتم الصراط الاقوم و شهداء دار الفناء و شفعاء دار البقاء، آن صراط مستقیم و آن واسطه‌ی فیض پروردگار، عبارت از نفس امام علیه السلام است. ولی صحبت در این است وقتی که این آب بحر می‌آید در نهر، عوض نمی‌شود آب، تبدیل بشود به سرکه و شیره، تبدیل بشود به آب هندوانه، تبدیل بشود به شربت یا سرکه و آبغوره و مایعات دیگر، همان آب در بحر می‌آید در اینجا، شما می‌خواهید بروید دم دریا دهانتان را به دریا بگذارید آب بخورید سیر می‌شوید رفع تشنگی می‌شود، می‌خواهید بیایید در نهر سرتان را در نهر کنید آب بخورید سیر می‌شوید، بدون کم و زیاد می‌خواهید بیایید در جوی، جوی صاف که آب را گل‌آلود نکرده باشدها، آب را تیره نکرده باشدها، آینه! ها! آینه آینه مرآة، بیایید در آنجا آب بخورید چه فرق می‌کند؟ هر دو یکی است همش یکی است چه تفاوت می‌کند؟