پرهیز از افراط و تفریط در مسئله حسن ظن
9شما کلام را بروید از رسول خدا بشنوید، باید بروید عمل کنید، اگر بروید پیش امیرالمومنین از امیرالمومنین بشنوید باید عمل کنید، نباید بروید پیش رسول خدا، یا رسول اللَه من امروز پیش علی بودم این حرف را از علی شنیدم عمل بکنم یا نکنم؟ غلط میکنی، گفتن ندارد، اجازه ندارد، اجازه ندارد، وقتی امیرالمومنین به شما میگوید برو این کار را بکن دیگر برای چی میخواهی بروی پیش رسول اللَه اجازه بگیری؟ چون کلنا نور واحد، همان مرتبهی ولایت را علی حائز است دیگر برای چی میخواهی ....؟ یا اینکه بروی پیش سلمان، همه کس نه، سلمان، اگر بروی پیش سلمان و سلمان بگوید این کار را بکن دیگر لازم نیست بروی پیش امیرالمومنین و پیش پیغمبر، چون سلمان منا اهل البیت1، اهل البیت شده دیگر، سلمان اهل البیت شده، لذا اگر بروی پیش سلمان عمل کنی امیرالمومنین میگوید اصبت، اتفاق افتادهها، اصبت، درست انجام دادی، کار درست کردی هر چه که سلمان بگوید حق است ولی راجع به بقیه این نیست. بقیه این نیست.
آن سلمان رسیده به مرتبهی ولایت، آن وقت دیگر در اینجا مسائلی است، اسراری دیگر در اینجا هست، که برای بعضیها هم شبهاتی پیدا میشود! حتی در روایات در حکایات، در تاریخ، این همه برمیگردد به خصوصیت آن حیثیت ولایتی که در اینجا وجود دارد و به واسطهی آن ولایت، دو مظهر، دیگر یک مظهر میشود، دو مظهر متفاوت نیست. بله از نقطهی نظر سعهی وجودی خب بله! امیرالمومنین بحر است اقیانوس است، سلمان نهر است، خب بله. خب این خودش هم معترف است، خودش هم. ولی صحبت در این است که وقتی سلمان میگوید این کار را بکن آیا از نقطهی نظر شرعی و از نقطهی نظر عقلی حجت برای ما تمام است یا نه؟ بله تمام است، چرا؟ چون کلام سلمان کلامُ علی، و کلامُ رسول اللَه، نه کلام غیر سلمانها، غیر سلمان نه! عمار و اینها نه! آنها مراتب خودشان را دارند همه چیزند ولی ما به آنها کار نداریم خدا اعلم است ما اطلاع نداریم، ولی نسبت به سلمان یقین داریم که کلام سلمان کلام علی است و کلام رسول اللَه است، چه اینکه از رسول خدا بشنوی یا از سلمان بشنوی، و محال است که بین کلام سلمان و کلام علی و کلام رسول اللَه تفاوت باشد مستحیل است، امکان ندارد.
- الغارات، ج ٢، ص ٨٢٣.

