غلبۀ امید بر ناامیدی
13تو که آن حالت را داری، نفس و نفسانیات را داری، خب معلوم است این دروغ است. این مسئلهات دروغ است. اما انسان نه، آزاد باشد. در رفتار آزاد باشد. در حرکت، آزاد باشد. میخواهد سلام نکند، نکند دیگر به یک شخصی. دیگر یواش رفتن و از آنطرف رفتن و اینطرف رفتن و اینها چی است؟ کاری که انسان میخواهد بکند باید آزادانه بکند. با حریت بکند. حالا فوقش یک سلام بکند: سلام علیکم. من خیلی اتفاق افتاده، از جلوی بعضیها رد میشوم و عمدا هم سلام نمیکنم. سلام نمیکنم و نخواهم کرد. چون فرد یک فردی است که حتی از یک سلامی که به او هم بشود، ممکن است متضرر بشود. و من نمیخواهم که متضرر بشود. در یک موقعیتی است که برای او ضرر دارد. در یک وضعیتی است، در یک موقعیتی است، که ضرر دارد. اینطور نیست که انسان باید به هر کسی میرسد سلام بکند. ولو به شمر و یزید هم برسد باید سلام کند. نخیر! انسان نباید سلام کند. به کسی که عادی است، شخص عادی، یا شخصی که فرض کنید که فرد عادی است یا مؤمن است یا امید صلاح در او دارد، خب خیلی هم خوب است و مستحسن هم هست و باید انجام بدهد. اما وقتی یک فرد، فرد معاندی است ...
در یک مجلس ختمی بودیم یک شخصی وارد شد. همه بلند شدند. بنده در کنار مرحوم آقا نشسته بودم، در مشهد. همه افراد بلا استثناء بلند شدند. ایشان همینطور نشستند و سرشان را هم برنگرداندند. یکی ایشان نشسته بود و یکی هم بنده. اصلا هم بلند نشدیم. و نباید هم بلند شویم؛ برای کی؟ برای کی و برای چی؟ آن شخص آمد و در کنار آقا نشست، و ایشان حتی سرشان را هم برنگرداندند نگاهشان کنند، همینطور نشستند. آن گفت سلام علیکم، ایشان در همین حال که سرشان مقابل بود، گفتند: و علیکم السلام! همین! و علیکم السلام! این را میگویند استقامت. حالا همانی که بلند شده، همانی است که هزارتا حرف میزند. ولی انقدر جربزه ندارد، انقدر استقامت ندارد که در قبال نیت و تفکرش بایستد. جو زدگی، ضعف، آخ آخ آخ آخ! اصلا آدم تهوعش میگیرد. از این افراد تهوعش میگیرد. آقاجان، اگر ایراد داری، اگر اشکال داری، خب چرا بلند میشوی؟ چرا بلند میشوی که او را بیشتر در ضلالت بیندازی؟ چرا؟ چرا تواضع میکنی که او را بیشتر در آن کثرات متوغل کنی؟ نکن! که بفهمند که دو نفر گرفتند نشستند اعتنایت نکردند. این خضوع ذلیلانههاست که عدهای را به مجاز بالا میبرد. و در غیر از جایگاهی که باید باشند قرار میدهد. همین خضوعها و همین ذلتهاست و همین سکوتهاست و همین کرنشهاست. همین کرنشها.

