محوریت حق و ولایت در زندگی سالک
9گفتم: عزیز دلم! گوشِت رو باز کن، هان! اینطوری! گفتم در کدام قضیه؟ شِعار نده! در کدام قضیه ایشان [اعلمند؟] هان؟ در این قضیه اصولی، در این مبنا، در این مطلب، در این قانون، در این قاعده، ایشان از آقا اعلمند. در کدام؟
یک قضیهای را مثال زد. گفت به نظر میآید ایشان ...
در همانجا چنان مالاندمش گذاشتمش سینه دیوار، گفتم که برو پی کارت! گفتم تو چیزی دیگر، به عنوان مدافع فلان ... و برایش ثابت کردم که مبنای آن شخص باطل مسلم است! هیچ جهت چیزی ندارد. گفتم خب دیگر چی؟ دومیش!
ببینید! سالهای آخر حیات مرحوم آقاست! طلبه، فاضل، پانزده سال، بیست سال پیش ایشان، شبهای سه شنبه مسجد قائم، روزهای جمعه، در چیز، این حرفها، انقدر فهم دارد! فهمش انقدر است.
آنوقت ایشان هم چیزی نمیگویند. چه بگویند؟ بگویند آقایان بیایید از بنده تقلید کنید؟ هیچوقت شده تا حالا یک ولی الهی بیاید به شاگردانش بگوید بیایید از من تقلید کنید؟ ابدا! میگوید اصلا دلم نمیخواهد در عمرم تقلید بکنید! هر کس هست بلند شود برود! اصلا نمیخواهم! من اینم، روشم این است، هر کس به اندازه فهمش، دانست مدعا را! به من چه ربطی دارد؟
هان؟ گفتم خب بگو ببینم دیگر در کدام؟ در این قضیه ... حالا جالب اینجاست که من همین مسئله را در کفایه به او درس داده بودم! در یک بحثی که به اصطلاح در آنجا داشتیم درس داده بودم و رد کرده بودم! و این مسئله را اصلا رد کرده بودم! گفتم: بابا تو که اصلا معلوم است درس ما را هم نفهمیدی! خیلی باید برای خودم متأسف باشم که تو اصلا نفهمیدی من چی گفتم!
دلیل ندارد! دلیل ندارد که ... و همین افراد بودند که بعد از حیات ایشان، انحراف ایجاد کردند در راه ایشان، همینها بودند!/ همینها! همینها! چیزهایی ما دیدیم!
لذا مرحوم آقا به ما میفرمودند به من میفرمودند با کسی ارتباط داشته باشید که در رفاقت، شما را تقویت کند. در راه و مسیر و مبانی، شما را تقویت کند، و در راه، عضد شما باشد. نه اینکه موجب تشکیک و تردید و دلسردی و شبهه و این مسائل. آنهایی که شبهه ایجاد میکنند، شبهه جواب دارد! حالا رفتن با یک فردی که از مطالب اطلاع ندارد، شبهه ایجاد کردن، این چه حُسنی دارد؟ چه حسنی دارد؟ انسان برود تردید ایجاد کند، شبهه ایجاد کند، و باعث دلسردی بشود. باعث شک بشود. هان؟ چه فایدهای دارد؟ شبهه داری، بیا جلو، مطرح کن، بسم اللَه! بفرمایید بیایید جلو مطرح کن! جواب شبهه داده میشود. شبهات ... ما این مجالسی که داریم، این صحبتهایی که داریم پس برای چی است؟ به خاطر اینکه جواب همین شبهات داده بشود دیگر! بیست سال است از زمان مرحوم آقا تا الآن، اعلان کردیم: در هر مسئله فلسفی، در هر مسئله عرفانی، در هر مسئله سلوکی، اجتماعی و فقهی و امثال ذلک، شبههای هست، بیایید، صحبت بشود، جواب داده بشود! این مطلب است. یواشکی و در کنار و انعزال و اینها نیست کار ما! همین چیزهایی که در مرئی و منظر است.

