ارتباط اطلاقی و بی قید وشرط خداوند و اولیای او با بندگان
11مرحوم آقا میفرمودند افرادی که میآیند اینجا دو جورند. دو قسمند. بعضیها تمام کارها و برنامهها را تنظیم میکنند، برای اینکه به ملاقات با ما برسند. تا میخواهد بیاید [اینجا]، فورا یک مهمان در میزند میآید [به مهمان میگوید]: خیلی عذر میخواهم، الآن بنده یک کاری دارم، تشریف داشته باشید، میروم و میآیم.
تا میخواهند بیایند، تلفن زنگ میزند، فرض کنید که: آقا شما منزل هستید؟
ـ خیلی عذر میخواهم، ببخشید الآن بنده دارم میروم بیرون، جایی کار دارم.
تا میخواهند بروند جایی، از علیا حضرت مخدرۀ مکرمۀ مطولۀ جمیلۀ ایشان میآید و میگوید فلانی! کجا داری میروی؟ دو دقیقه است آمدی اینجا...
ـ صبر کن الآن من میروم کار دارم و میآیم و کار لازم است و بعد میآیم با هم چه میکنیم!
تا میخواهد... این مسائلی که هی فورا جلو میآید و پیش میآید، یکی یکی کنار و اینها میزند.
بعضیها هستند همین که میخواهند بیایند مهمان میآید.
ـ رو دروایسی، مهمان بد است دیگر بیاید ما نیایم دیگر!
مهمان میآید و.....
ـ خب حالا با این مهمان هستیم و یک ربعی پیشش هستیم و خلاصه چیز میکنیم و بعد که دلش را به دست آوردیم، میگوییم که یک جایی قرار داریم.
میآید اینجا میماند و فوری در میزند یکی دیگر میآید و آن میزند و چایی میآید و آن میزند که بد است و خانم میفرماید که: اِ! کجا داری میروی؟ اِ زشت است خیلی زشت است... تو که هر روز آقا را میبینی، تو که شبهای سه شنبه داری میروی تفسیر آقا گوش میدهی و داری چکار میکنی و.... آقا وقت فوت میشود و یک وقتی بلند میشود میآید که دیگر جلسه نیست. ترجیح داده، ترجیح داده، ترجیح داده، به اینجا که رسیده، تمام شد!
ایشان میفرمودند افراد دو دسته هستند. افرادی که ـ در ضمن این روایت میفرمودند ـ افرادی که برای رسیدن به دنیا، همه چیز را کنار میگذارند که به دنیا برسند. و افرادی که برای رسیدن به آخرت، همۀ دنیا را کنار میگذارند که به آخرت برسند.

