اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

ارتباط اطلاقی و بی قید وشرط خداوند و اولیای او با بندگان

14227
سال 1432
نسخه عربی

ارتباط اطلاقی و بی قید وشرط خداوند و اولیای او با بندگان

12
  • عینِ عینِ چی؟ مطالبی که.... در آن زمان می‌دیدیم. 

  • ـ فلانی! در فلان جلسه نیامدی! 

  • ـ چکار کنیم؟ چکار کنیم؟ بی‌توفیقی نصیب شده! بی توفیقی... همین که آمدیم پایین، برادر خانممان آمد، از طهران آمده بود، مرا گرفتار کرد و دیگر نشد بیاییم و دیگر نمی‌شد.

  • این می‌دانی یعنی چی؟ یعنی ارزش و بهاء رسیدن خدمت ولیّ الهی، به اندازۀ یک توبرۀ کاه پیش اینها ارزش ندارد! یک توبرۀ کاه! این! حالا اسم خودشان را هم بگذارند ما حالا سالکیم. اسم خودشان را هم بگذارند ما فرض کنید چی هستیم. خب برادر خانمت آمده: آقا تشریف داشته باشید، بنده کاری دارم...

  • اگر تو الآن، مرتیکه! تو الآن وقت دکتر داشتی، برادر خانمت از طهران می‌آمد، به آن دکتر می‌گفتی که: ببخشید برادر خانمم آمده، دیدم بد است، زنم هم می‌گوید بد است، زشت است، یا نه؟ خود زنت به او می‌گفت که شوهرم وقت دکتر دارد، باید برود!

  • یک دکتر رفتن، یک هزار تومان دادن! ـ الآن نمی‌دانم ویزیت دکتر چقدر است؟! ـ الآن یک فرض کنید که دل درد، سردرد، دندان درد، برای این افراد، از ملاقات و درک فیض حضور یک ولیّ خدا ارزشش بیشتر است! اینها این هستند! اینها همین هستند! 

  • کن للدنیا کأنّک تعیش أبدا و کن للآخرة کأنّک تموت غدا. یعنی این! کن للدنیا کأنک تعیش أبدا... اینها عکس کردند! دنیا را کأنّک تموت غدا گرفتند، که اگر انجام ندهند فوری فوت می‌شود، فوری از دست می‌رود، آن اموری را که مربوط به آخرت است را آن امور را چی؟ کأنّک تعیش أبداً! 

  • ـ خب حالا هم الآن خدمت آقا نرسیدیم، نرسیدیم! چند روز دیگر که می‌رویم می‌رسیم، عصر جمعه است می‌رویم می‌بینیم دیگر! ـ فرض کنید که ـ دو شب دیگر می‌رویم می‌بینیم.

  • این خیال می‌کند رفتن و خدمت آقا رسیدن، فقط همان یک دیدن است. دیگر خبر ندارد در همان موقعی که نیامده، شاید آنجا یک چیزی بود که دیگر تا آخر عمرش گیرش نمی‌آید! تمام شد! تمام شد دیگر!