ارتباط اطلاقی و بی قید وشرط خداوند و اولیای او با بندگان
17ـ فلانی درست شد!
همین! اصلا دو ثانیه هم نرسید! اصلا صبر نکرد یک پنج دقیقه بعد! یک پنج دقیقه بعد! مثل اینکه از قبل درست شده بوده فقط منتظر توجه این بوده که بابا ما زودتر درست میکنیم، نیازی هم به آن یک لحظه نداریم.
یکدفعه تلفن زنگ زد، میگفت عمویمان بود، گفت همین الان درست شد، امضا شد! بدون هیچ علت و دلیل، امضا شد. یعنی همینی که میگفت نه، شروع کرد امضا کردن! اِ اِ اِ! خود او مانده بود! خود آن که روابط داشت در این مسائل، مانده بود! که اینکه الآن دارد میگوید که این نمیشود، بعد میگوید بده بده!
عجب! این چه بساطی است! این چه داستانی است؟!
این میشود ولیّ خدا!
لا تأخذه سنة و لا نوم. مرحوم آقا در کتاب روح مجرد چی آوردند؟ به آقا سید ابراهیم کرمانشاهی فرمودند: اولیاء خدا خواب و بیداری ندارند. مگر نگفتند؟ این را هم بنده دارم میگویم؟ گفت همین الآن امتحان کنید! گفت آخر حیف نیست امتحان کنیم؟ فردا سر سفره آقای حداد گفتند: بعضیها میگویند اولیاء خدا خواب و بیداری ندارند. این دست خداست، دست ما نیست، که به هر کس که میخواهد میدهد.
بفرمایید! این همان است که میگوید هر لحظه، در خواب باشم، جوابت را میدهم. در حال غذا خوردن باشم جوابت را میدهم، در حال مجلس و صحبت کردن با افراد هم، جواب تو را میدهم!
لا یشغله شأن عن شأن. این را میگویند مقام جامعیّت. در مقام جامعیّت ولایت، انصراف از حیثیّت به واسطۀ انشغال با حیثیّتی دیگر، نیست. در آنِ واحد. این بحث را اصولیین دارند دیگر. که در آنِ واحد، آیا انسان میشود که از یک کلام، دو معنای مختلف را قصد بکند یا نه؟ خب به حسب ظاهر نمیشود. چون هر کلمهای، یک مفهوم نفسی دارد و یک کلام نفسی دارد و ارادۀ انسان به هر کلامی، اقتضا میکند که یک کلام نفسی مترتّب بر او، از او قصد بکند. خب این یک مسئلهای است که بین اصولیون است.

