ارتباط اطلاقی و بی قید وشرط خداوند و اولیای او با بندگان
21مرحوم آقا میفرمودند یک وقت کربلا بودیم، روز عید غدیر بود. رفقا خیلی آمده بودند از ایران، از جاهای دیگر، و این حاج عبدالجلیل در کاظمین و اینها، آمده بودند. آقای حداد یک فرزند دارند که الآن هم هست، فرزند بزرگتر، که بسیار، بسیار بزرگوار. بسیار صاف، انقدر این بشر صاف است، که در صافی دیگر اسم صفاء برای او کم میآورد! صاف، پاک، بی غل و غش، خیلی... میخواست برود برای نجف و زیارت و برگردد. حاج عبدالجلیل رو میکند و میگوید آقا وقتی که رفتید آنجا، من یک حاجت دارم، این را به أمیرالمؤمنین بگو، جوابش را هم بگیر بیار! خب آقای حداد این را چیز کردند و خندیدند و فلان و این چیزها و آن هم گفت باشد. رفتند و بعد اینها هم تا شب بودند، دیگر موقع عصر برگشت و خلاصه اینها بودند. خب عبدالجلیل! گفتش که خب چیز کردی؟ رفتی آنجا حاجت ما را گفتی به...؟ گفت: آره واللَه، ولیکن علی سرش خیلی شلوغ بود، نمیدانم شنید یا نشنید؟! من گفتم ولی اما علی خیلی سرش شلوغ بود، خیلی داد و بیداد بود، نفهمیدم شنید یا نه؟ آقای حداد غش غش میخندیدند! بقیه و اینها هم....
لا تأخذه سنة و لا نوم! لا یشغله شأن عن شأن. أمیرالمؤمنین که چرت ندارد، بیداری ندارد، خواب ندارد، صدا و مزاحمت ندارد. البته، اینهایی که میروند در حرم و داد و بیداد میکنند، همۀ اینها کار حرام و خلاف میکنند. حرم جای داد و بیداد نیست. جای سکوت است، جای دعاست. بعضیها شنیدهام میروند آنجا شعر میخوانند، همینطوری داد میزنند. این شعر را برو در خانهات بخوان! اینجا میخواهند زیارت کنند، نماز بخوانند، چکار کنند. مگر اینجا هیئت است؟ یا اینکه میروند در حرم امام حسین مینشینند شروع میکنند به روضه خواندن و... روضه را برو در خانهات بخوان! برای چی اینجا میخوانی؟ برو توی خانهات بخوان، برو در صحن بخوان، کناری بگیر بنشین. الآن در صحن میگیرند مینشینند، روضه میخوانند، سینه میزنند، چکار میکنند، اما در حرم، جای عبادت است، جای سکوت است، جای توجه است، این امور، مزاحم با حال دیگران است و اینها صحیح نیست. بلکه میشود گفت خلاف شرع است.

