عینیت گفتار و رفتار اولیای الهی با حقیقت قرآن و سنت معصومین
10خدایی که ما داریم، خدا، خدای اولیاء اللَه است. ولیّ الهی امام سجاد! بفرمایید: امام سجاد میفرماید: هیچ وقت حسن ظنّت را نسبت به رأفت خدا از دست نده، اگر از دست دادی بدان که شیطان در قلبت آمده. این حالت یاسی که برای انسان پیدا میشه: ای بابا، این همه رفتند، چی شدند؟ خب بگو ای بابا این همه رفتند و رسیدند! خب اینو چرا نمیگی؟ خب اگه ای بابا ای باباست، اینورو بنداز! چرا ای بابا اونور باید باشه؟ ای بابا! این همه بودند، این همه رفتند این همه رسیدند، این همه فیض بردند، به مراتب خودشون، هرکسی مراتبی داره. رفتند و بهره مند شدند. اگر قرار بود که حالت یأس غلبه کند، پس این اولیای خدا واسه چی اومدند؟ واسه چی این مجالس رو تشکیل دادند؟ مگه بی کار بودند؟ خب یاسه دیگه، پاشو برو پی کارت دیگه! اگه قراره یأس بر انسان غلبه کنه، پس چرا اینا میان این مجالس رو تشکیل میدن؟! چرا میان این کتابها رو مینویسن؟ چرا میان این دعوت رو میکنن؟ چرا میان دعوت به راه میکنن؟ بهشون بگیم آقا این حرفها چی چیه؟ کی دیده؟ ایناها، این همه خودمون دیدیم، افرادی که چپ کردند چی شدند، مسائل مختلف براشون پیش اومد. اینا چیه؟ اینا غلطه. باید مبلّغین اسلام و مبلّغین تشیّع، حالت رأفت و رحمت الهی را تزریق کنند درقلوب و در نفوس نه حالت یأس را. حالت لطف پروردگار را باید تزریق کنند و ترغیب کنند و تشویق کنند و تبلیغ کنند.
مرحوم آقای مطهری یه کتابی داره به نام عدل الهی. کتاب بسیار خوبی است. هم کتاب علمیست، کتاب مفیده. ولی یه ایراد داره این کتاب، ایرادش این است که مختوم به خیر و مختوم به لطف نشده. آخر کتاب به این ختم میشه که خدا پدر همه رو در میاره و کسی که خلاف کنه، و خیال نکنید شفاعت فلانه و کسی که فلان بکنه و اینطوره و اینطوره و پدرش در میاد. مرحوم آقا، یادمه که ـ این کتاب رو ایشون فرستاده بودند برای مرحوم آقا و پشتش هم نوشته بودند؛ که الآن این کتاب رو من دارم. کتاب بالاست. همین کتابی که ایشون فرستادند و پشتش هم دستخطی داره. مرحوم آقا در جلسه ای که بعد با ایشون بودند، فرمودند: بله من این کتاب رو خوندم و خیلی هم خوب بود ولی شما چرا به این نحوه کتاب رو تمام کردید؟ چرا رحمت و اون لطف خدا رو نیامدید اینجا غلبه بدید که بله ما شفاعت اونجوری نداریم و حساب و کتاب سر جاش هست ولکن اگر کسی ایمان داشته باشه، مؤمن باشه، خطایی داشته باشه، انشاءاللَه مورد رحمت قرار میگیره. مگه نداریم در آیه؟ ـ اینو من دارم میگم وَ آخَرُونَ اِعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلاً صٰالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اَللّٰهُ أَنْ يَتُوبَ عَلَيْهِمْ ﴿التوبة، ١٠٢﴾ خب این ماییم دیگه! هم کار گناه میکنیم، هم کار خیر میکنیم. خلطوا عملا صالحا و آخر سیّئاً. گاهی اوقات کار خوب میکنیم، در اون وقتی که جنبۀ رحمانی بر نفس ما حاکمه. گاهی اوقات هم کار خلاف میکنیم. در اون موقعی که جنبۀ شیطانی و کدورت و نفس أمّاره و وساوس؛ بشریم دیگه. خدا میگه بابا میبخشیمتون. خیلی غصه نخورید! خیلی ناراحت نباشید. در مقام انکار نباشید، در مقام عناد نباشید، عناد وای وای وای! عناد، عناد عناد عناد! ای وای از این عناد! در مقام عناد نباشید، در مقام انکار نباشید، ما شما را میبخشیم. میبخشیم. عسی اللَه أن یتوب ... این چیه؟ امید میده. امید میده به انسان. ایشون فرمودند که خوب نوشتید، مطالب را مطالب خوبی نوشتید، ولی خوب بود کتاب با امید ختم میشد. با امید، با بشارت، با إعلان و تبلیغ رحمت پروردگار ختم میشد. اتفاقا من این مطلب رو از کس دیگهای هم شنیدم، که او هم همچین ایرادی در یکی از نامههایی که برای مرحوم آقا فرستاده، اتفاقا این مطلب رو اونجا، ایشون هم تذکر داده بودند. علی کلّ حال.

