عینیت گفتار و رفتار اولیای الهی با حقیقت قرآن و سنت معصومین
13وقتی که شما بهترین مدعوّ رو دارید، وقتی بهترین مرجوّ رو دارید، دیگه چه غم دارید؟ دیگه چه غم دارید؟ وقتی شما امام زمان را دارید، امام حیّ را دارید، که لا تأخذه سنة و لا ... شب قبل، خدمت رفقا عرض کردم. همان مقام حیات و علم و شعور و إدراکی را که برای ذات باری تعالی است، همان مقام، ظهورش در ولیّاش إمام عصر عجل اللَه تعالی فرجه الشریف هست. دیگر به چه چیزی ما باید فکر کنیم؟ چه دغدغهای دیگر ما باید داشته باشیم؟ منتها ما خودمون رو در غیبت میبینیم، همونطوری که در غیبتِ حضور خدا میبینیم، این افکار به ما میاد، این مسائل به ما هجوم میاره. آخ اونجا اونجور شد، آخ اونجا اونجور شد. من /وقتی به رفقا میرسم، میگم شما مثل این که همه چیز رو در نظر میارید غیر خدا رو؟ اصلا انگار خدایی وجود نداره. اصلا انگار خدایی وجود نداره! آقا اینطور شده، آخ آقا اونطور... آخ آخ آخ ها را برو به خدا بگو! اصلا انگار خدایی وجود نداره. حتما باید یه چیزی جلو دستمون باشه تا دلمون قوت پیدا کنه. یه چیزی بغلمون باشه تا اینکه قدرت و قوت داشته باشیم. اگه همین رفت در خونۀ همسایه، نه آقا دلمون میلرزه. حتما باید امام زمان این بغلمون باشه چسبیده، حالا تا یه حدودی اطمینانی، یه خورده آرامشی برای ما پیدا بشه. اما اگه امام زمان پاشو از تو این خونه گذاشت بیرون، وای! دست و پاشون میلرزه که حالا میخواد چی بشه! آقاجان خب جسمش رفته بیرون! اینا همه مال چیه؟ عدم ادراک! عدم معرفت ما نسبت به این مسئله است.
وقتی که ما داریم، وقتی که ما بهترین مرجوّ رو داریم، بهترین را داریم، دیگه غصۀ چی را داریم؟ موسی بن جعفر علیه السلام إمامِ علیّ بن یقطینه. امامِ معصومه. به علی بن یقطین میفرماید در دستگاه هارون ملعون، هارون کافر، مشرک، بی دین، همه چیز دیگه! هارون دیگه! هارون! قاتل پسر پیغمبردیگه. قاتل امام. در دستگاه هارون باش! تمام شد! دیگه حرف نداره. امام میفرماید در دستگاه هارون باش. وقتی که امام میگه باش، دیگه در این صورت باید این علیّ بن یقطین بگوید که ما این امرِ موسی بن جعفر را بر کتاب خدا و سنّت رسول عرضه میداریم! اگر موافق بود میپذیریم و اگر.... اینجوری موسی بن جعفر مگر به علیّ بن یقطین نامه ننوشت که وضویت را بر طبق وضوی اهل تسنّن بگیر؟ مگه نامه ننوشت؟ مگر وضوی اهل تسنن باطل نیست؟ باطله دیگه! نماز بر این وضو مگر باطل نیست؟ اونم باطله. چرا موسی بن جعفر امر به باطل و امر به حرام میکند؟ چرا؟ جواب بدید دیگه! مگر موسی بن جعفر میتواند؟ ـ این شبهاتیست که پیش آمده، دارم جواب میدم ـ مگر موسی بن جعفر میتواند علی کتاب اللَه و سنت نبیّه امر به حرام کند نعوذباللَه؟ میتونه؟ موسی بن جعفره، امامه، میتونه امر بکنه؟ نمیتونه بکنه! چرا امر کرد؟ چرا موسی بن جعفر امر کرد به علی بن یقطین که وضوی باطل و حرام بگیره و نمازش همه باطل بشه؟ همه باطل. وضوی اینجوری! اینجوری بگیر و سر و پا رو بعد بشور و راحت! خلاص! وضو باطل است، نماز باطله. چرا موسی بن جعفر..؟ اینجاست که باید مسائل را از این مبانی اصولی مطرح کرد که اصلا تکلیف چیست؟ احکام اولیه چیست؟ آیا حکم عام داریم، حکم خاص داریم، یا اینکه اصلا نه حکم عام داریم، نه حکم خاص داریم، این بحثش باید در اونجا مطرح بشه.

