عینیت گفتار و رفتار اولیای الهی با حقیقت قرآن و سنت معصومین
15تکلیف، یعنی اون الزامی که از ناحیۀ شارع، نسبت به فرد ابلاغ بشه. این میشه تکلیف. یا اون تکلیف جنبۀ عمومی دارد، یا جنبۀ خصوصی دارد. یه وقت رسول خدا میفرماید بلّغوا هذا المنهج من الوضوء إلی کلّ الأفراد إلی یوم القیامة. خب بنده که ندیدم، رسول خدا را ندیدم، صداشو هم نشنیدم، کتابتشو هم ندیدم، که وضو باید به این کیفیت باشه، بعد شستن دست راست، بعد شستن دست چپ، بعد مسح و امثال ذلک. خیلی خب. بنده باید طبق این عمل کنم. یه دفعه رسول خدا میاد و به بنده میفرماید که فلانی شما باید به این کیفیت وضو بگیرید. صورت را اول بشویید، بعد دست راست، بعد دست چپ، مسح این. این میشه چی؟ تکلیف، تکلیف خاص. این تکلیف خاص با تکلیف عام موافقه. یه وقتی رسول خدا میاد میفرماد شما در روز یک شنبه تکلیفتون این است که بشویید صورت را، از پایین به بالا مثل اینها، و بعد سرتون رو بشورید، مانند أهل تسنن. این میشه باز تکلیف، تکلیف خاص. این تکلیف خاص با تکلیف عام مخالفه. هر دو یکیه. هر دو میشه چی؟ تکلیف! هر دو رو کی گفته؟ پیغمبر. آیا برای تنجّز تکلیف در صورت اول که حکم عام بود، شما دلیلش را از پیغمبر میپرسیدید؟ پرسیدن نداره! چطور در مورد دوم باید بپرسید؟ غلطه! پس وقتی رسول اللَه الزام و امر به تکلیف میکند، مکلّف حق ندارد سؤال از علّت الزام در این خصوص بکند. سواءٌ اینکه تکلیف تکلیف موافق با عام باشه، یا تکلیف تکلیف مخالف باشه. ارتباط نداره. رسول خدا امر میکند و تمام،فضولی هم موقوف.
اومدیم سراغ موسی بن جعفر. موسی بن جعفر به عنوان امام معصوم آیا موسی بن جعفر مشرّعه یا نه؟ موسی بن جعفر مشرع نیست. مشرع رسول اللَهه. مشرع چندتاست؟ یکی. اللَه و رسول. اصل که همون اللَه مشرعه .منتها پیغمبر اون به اصطلاح بیان کننده و ابلاغ کننده اون تشریعه. که البته خود همین جای بحث داره و بعدا بحثش رو مفصل بنده میکنم در طی یه مقاله ای قراره بنویسم راجع به این زمینه، اونجا میگم . خب مشرع کیه؟ رسول خدا. ائمه که مشرع نیستند. امیرالمؤمنین مشرع نیست. امام حسن نیست، امام حسین نیست، موسی بن جعفر، امام زمان... اینا مبیّنند. بیان میکنند. موضّح اند. توضیح میدن. مفسرند. تفسیر میکنند. ما اطلاع بر تکلیف نداریم. ما جاهل هستیم. امام علیه السلام به واسطۀ اتصال، اتصال نفس قدسی با مبدأ تشریع، مبیّن تشریع است. میاد اون مطالب را از اون مبدأ تشریع میگیرد در نفس و بعد اینها راالقاء میکنه. پس امام میشه چی؟ میشه مبین و موضّح. خیلی خب. پس اگر امام آمد یه حکمی بر خلاف گفت، آیا باید از امام سؤال کرد که به چه دلیل شما این حکم را میگید؟ یا این که باید در اینجا سکوت کرد که فضولی موقوف؟ فضولی موقوف. سؤال نباید کرد.

