اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف

14649
سال 1432
نسخه عربی

تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف

15
  • اون ولایت کلیّه و مطلقه که نزولش از نفس امام است، اون ولایت، در صورت اعیان و اشکال خارجی رو بهش می‌گن اذن. بهش می‌گن اذن. من که الآن دارم صحبت می‌کنم، ولایت به من اذن داده که دارم صحبت می‌کنم. همین صحبت کردن من یعنی اذن. یعنی اجازه. باز شدن راه و تحقق یک امر خارجی به واسطۀ حقیقت ولایت. این میشه اذن. این اذنهایی که ما داریم بیرون می‌بینیم، این اذنها همه اعتباریه. یه روز می دن، یه روز پس می‌گیرن. آقا من به شما اجازه می‌دم که شما وارد این کتابخونه بشید و کتابها رو مطالعه کنید. وقتی که دو ساعت گذشت، آقا ببخشید، دیگه وقت تموم شد، بفرمایید بیرون دیگه. کی بیام دوباره؟ خبر می‌کنم. دو روز دیگه؟ بله، اذن می‌دم که بیایید این کار رو انجام بدید. اذن می‌دم که از این استفاده کنید اذن می‌دم که از این ماشین استفاده کنید. اذن می‌دم که از این منزل استفاده کنید. اذن می‌دم اذن می‌دم همۀ این اذن‌هایی که همه در میان مردم هست، همۀ این‌ها اذن‌های اعتباری است. اون‌وقت ما اومدیم آیات قرآن رو حمل بر معنای اعتباری کردیم. چقدر غلطه؟ غلطه! آیات قرآن، درش معنا، معنای حقیقی‌ست. نه اینکه معنا معنای اعتباری باشه.

  • اذنی که در اینجا هست، که به معنای تحقق صورت خارجی‌ست، اون اذن به معنای تنزّل ولایت پروردگار است در نفس ولیّ همونطوری که خود اون ولایت پروردگار در خارج اعمال می‌کنه. همونجور. اینم الآن به همین کیفیته. وقتی که ملک الموت می‌آید و قبض روح می‌کند، ملک الموت چکار می‌کنه؟ میاد چکار می‌کنه؟ میاد قبض روح می‌کنه. این یه مقدار رو که ما بلدیم دیگه. شبهه نداریم که یه ملک الموتی هست به نام حضرت عزرائیل و اونم یه جنودی برای خودش داره و در آیۀ قرآن هم داریم که: قُلْ يَتَوَفّٰاكُمْ مَلَكُ اَلْمَوْتِ اَلَّذِي وُكِّلَ بِكُمْ ﴿السجده‌، ١١﴾، خب این یه ملک الموته. بعد در اون آیه هست، که الّذین تتوفّاهم الملائکه، پس معلومه که ملک الموت، خودش یه جنودی داره، افرادی داره، زیر دست‌هایی داره. مثلا یه عده رو می‌فرسته برید فلان جزیره، سونامی میاد دَرَق! بزنید همه رو بمالید به هم! ملک الموت... یه عده رو می‌فرسته فلان جا، زلزله رودبار میاد، دُنب! همه می‌رن پایین. خلاصه اینایی که می‌کنن، هرکدوم یه ملکی باید بره سراغشون دیگه. این سراغ اون، این اون، نمی‌دونم... بله! این دیگه خیلی عالی! اینو سقف میاره روش، اونو نمی‌دونم زمین دهن باز می‌کنه، اون جوب آب رو باز می‌کنه، نمی‌دونم خفه می‌کنه، بالاخره راه‌های برای از بین بردن این‌ها رو ملک الموت بلده. یه راه هم بلد نیست. ایادی هم زیاد داره ملک الموت. تو بیمارستان‌ها ببینید! این‌ها همه أیادی ملک الموتند. همۀ اینا که مریض‌ها رو می‌کُشن، همه جزو جنود ملک الموتند. بله! دیروز تو روزنامه می‌خوندم یه بچه‌ای ، در نمی‌دونم یه شهرستان، به واسطۀ اهمال پزشکان، تو روزنامه نوشته بود مبتلا به چیز مغزی و مرگ مغزی... بدبخت بچۀ سه ساله، مثل دستۀ گل. اومده لوزه‌شو عمل کنه، مرگ مغزی پیدا کرده. نوشته به واسطۀ اهمال و... بچه مرد! بچۀ سه ساله مُرد. اینها چی‌اند؟ ایادی ملک الموتند! همه‌شون! اعوان ملک الموت! جزو این چیزهای ملک الموت یکی هم اینها هستند. اونی که میاد فرض بکنید که از اون بالا بمب می‌ندازه و افراد رو می‌کشه و مردم رو می‌کشه، اونم جزو ایادی ملک الموته، حالا ما دیگه اون‌جا ها رو کار نداریم، فعلا خود ملک الموت رو کار داریم. خدمت ایشون می‌خوایم امشب برسیم، ایشون خیلی خلاصه کارها کرده و باید خدمت ایشون برسیم.