اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف

14649
سال 1432

تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف

18
  • اگر حالا به جای عزرائیل، حضرت خضر میومد این بچه هفت ساله رو می‌کشت. این چکار می‌کرد کاه دود راه می‌نداخت! کاه دود! به تو هم می‌گن پیغمبر؟ اَی بر هرچی پیغمبره، فلانه! به تو هم می‌گن ـ فرض کن ـ عبد خدا؟ چی شد؟ بابا این که هر دو یکی شد. این که یکیه! در عمل خارجی، اینه که بچه فوت کرد. خیلی خب. حالا چه هفت ساله، چه ده ساله. چی شد این قضیه که اگر عزرائیل بیاد این بچۀ ده ساله رو بکشه، مسئله‌ای اتفاق نیفتاده. افتاده تو رود خونه مرده بچه. نمیندازی گردن عزرائیل. اگه بیفته تو چاه، آره، پاش در رفت افتاد تو چاه، با سر رفت تو چاه، اگر پشت بوم بیفته، میکروب، فلان... همه چی! عزرائیلِ بنده خدا اون وسط وایساده هر هر می‌خنده، بگید! بگید! آ باریک اللَه! بندازید گردن دریا و رودخونه و چاه و میکروب و دیفتیری و هرچی دلتون می‌خواد! به من نگید، به من فحش ندید! به من بد و بیراه نگید، هرچی می‌خواید بگید. اما خضر بیچاره اومد، این چاه رو اون برداشت، فقتله! روایت هم نیست که بگی سند نداره، آیۀ قرآنه، حرف هم توش نیست! فقتله! یه دفعه حضرت موسی هوارش رفت بالا! إ إ إ! عمل خلاف شرع! اونم چه خلاف شرعی؟! کشتن بچۀ بی‌گناه! کشتن بچۀ بی‌گناه! اون خضر هم می‌گیره می‌خنده! هه هه هه! کار خودشو می‌کنه، خب چی می‌فرمایید؟ چی چی می‌فرمایید؟ گرفتی برداشتی کشتی تیکه تیکه کردی، حالا می‌گی چی چی می‌فرمایید؟ گفت قرار شد که حرف نزنی. گفت آره راست می‌گی! قرار شد حرف نزنیم دیگه! خودت قول دادی و... وقتی که یه خورده همچین چیز شد، گفت خیلی خب، حالا من علتش رو اینها رو شروع می‌کنم برات گفتن.

  • چرا ما در اون صورت با عزرائیل کار نداریم، اما اگر همین عمل عزرائیل رو یکی دیگه انجام بده، ما همه چیمون به هم می‌ریزه؟ انشاءاللَه برای، ‌ـ اگر خدا بخواد ـ برای شب آینده. إن‌شاءاللَه.