تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف
12اینی که الآن داره حمد میخونه، همین داره درست میکنه با حمد. وقتی که حضرت دست رو چسبوندند، اون شخص گفتش که: یا علی چی خوندی؟ حضرت فرمودند: حمد خوندم! گفت: حمد خوندی؟ این حمد رو که ما هم میخونیم! حضرت گفتند: خب نمیخوای، پس میگیریم، تپی! دسته افتاد. گفت: ای وای! حضرت فرمودند: نه دیگه! فایده ندارد! حالا پاشو برو. حالا پاشو برو بیدست. آدم بیادب سرش به سنگ میخوره. حضرت فرمودند حمد خوندیم، حالا حمد نمیخوای، پس میگیریم. تپی افتاد رو زمین. حالا پاشو برو.
حضرت عیسی علی نبیّنا و آله و علیه السلام وقتی که خداوند به او اذن برای احیای موتی رو میده، بالاترش، اذن یعنی تنفیذ مشیّت و ارادۀ خلّاقیّت در این مظهر. این معنا، معنای اذنه. اذن نه اینکه بفرمایید، شما انجام بدید. الآن اینجا انجام بدید، اونجا انجام ندید. نه، اذن یعنی همان اراده و مشیّتی که پروردگار اعمال میکند اون اراده و مشیّت را در اشیاء به نحو کن وجودیّه، إِنَّمٰا أَمْرُهُ إِذٰا أَرٰادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ ﴿یس، ٨٢﴾، همون نفوذ کلمۀ کن وجودیه را در نفس یک شخص قرار میده. حالا میخواد ولی باشه، میخواد نباشه. نه، بودند افرادی که از این کارها میکردند و ولایت و این چیزها هم نبوده. حالا حضرت عیسی که ولیّه، حضرت به ولایت رسیده. لذا خداوند میفرماید: وَ إِذْ تَخْلُقُ مِنَ اَلطِّينِ كَهَيْئَةِ اَلطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنْفُخُ فِيهٰا فَتَكُونُ طَيْراً بِإِذْنِي ﴿المائدة، ١١٠﴾. تو، خلق میکنی، درست میکنی، گل رو برمیداری سر هم میکنی، به شکل یک کبوتر، گنجشک، به شکل چیز. خاک رو بر میداری و گل رو بر میداری، مثل بچه ها که بر می دارن درست میکنن، تو هم خاک رو بر میداری و درست میکنی، گِله، خب، حالا که درست کردی، اگه ما باشیم، فتنفخ، فوت کن توش! کو؟ همه چیز سر جاشه! تازه گله خشک میشه! آبشم میره! تو دستمون خشک میشه و بعد هم میریزه. این کاریه که ما میکنیم. اما حضرت عیسی نه، حضرت عیسی فوت میکنه! حالا ما میگیم [فوت]، تنفخ معنای فوت کردن نیست، دمیدن نفسی است. فتنفخ، فوت میکنه، یه دفعه میبینه إ! شد کبوتر! بالهاش کو؟ بال داره، پا داره، منقار داره، چشم داره، فلان داره! تازه اینها شعبده نیست، این شعبده اگر هست، بیا! پر بزن! پر میزنه میره. خب همین کار رو اولیای خدا میکنن. و کردند، میکنن. خب چه فرقی کرد؟ چه فرقی کرد؟ بنده هم دیدم. چه فرقی کرد؟ حالا اون پیغمبره، این پیغمبر نیست. ولی همون کار رو که انجام داد. همون کار رو که کرد. همون کار رو که میکنه. به همون کیفیت. بله؟ ما حالا وارد اون مطالب اصلا نمیتونیم بشیم، بشیم که اصلا از این صحبتها خارج میشیم. مطالبی که در صدد بودیم، اونها رو به اصطلاح باید پیگیری کنیم. پس بنا بر این این حضرت عیسی که الآن اینو داره انجام میده، بإذنی، به اذن من، خب چرا این اذن اینجا نیست؟ لذا حافظ میفرماید:

