تجلّی حقیقت واحدۀ ولایت الهی در مظاهر مختلف
14لذا اذنی، اراده و مشیّت پروردگار است، که از نفس امام طلوع میکنه. طلوع میکنه. مثل ما. الآن بنده، چند نفرم؟ یک نفرم دیگه. الآن اراده میکنم اینو بردارم آهان! بیارم تا دهانم، دهانم خشک شده یه قدری! یک قُلُب از این بخورم. خب این دیگه دعا و أمن یجیب داشت؟ بگم ای خدایا الآن تشنهام شده و دهانم خشک شده و ـ این رفقا هم امشب میگن چرا انقدر اینجوری داره حرف میزنه و پس اون حرفهایی که دیشب وعده داد کجا رفت؟ خودم زودتر بگم! ما فی الضمیر! ببینید من خبر دارم، از ما فی الضمیرتون خبر دارم! ـ ها؟ حالا تشنمه. حالا خدا بگه: خب من به تو اذن دادم این رو برداری و خلاصه رفع عطش کنی. من هم اینو بر میدارم و این رو که میارم، این خدا داره این کار رو میکنه و من فقط در اینجا دعا کردم. نه آقا جان! همینی که من دستم رو آوردم دارم اینو انجام میدم میارم، این یعنی اذن پروردگار، این یعنی اذن. شما که الآن دارید به من نگاه میکنید، چشمتون را به من دوختید تا ببینید من چه مطالبی را مطرح میکنم، این نگاه کردنتون به من، یعنی اذن پروردگار. این معنا، معنای اذنه. اگر اذن نبود، چشمتون بسته میشد. نگاه نمیکرد. این گوش شما که الآن داره صحبتهای من رو میشنوه، و بعد این مطالب را در ذهن و در مغز میبره، این شنیدن گوش شما، و قدرتی که دارد، یعنی اذن پروردگار. ببینید چقدر معنا، معنای وسیعی شد، چقدر معنا، معنای... اینها ولایتهها. این مطالبی که دارم میگم خوب اگه ـ مخصوصا فضلا و رفقایی که اهل فضل هستند دقت کنند ـ اونوقت اون مطالبی که دیشب عرض کردم و انشاءاللَه ادامه خواهیم داد یا امشب یا شبهای دیگه، اینا به درد ادامهاش میخوره. اینا به درد ادامهاش میخوره. این فکری که الآن دارید شما میکنید، این فکری که میکنید و مطالب من را میسنجید و روش تأمل میکنید، روش تفکر میکنید، این میشه چی؟ اذن پروردگار. پس اذن پروردگار این نیست که یک حالت خاصی باشه مثل اذنی که ما داریم میدیم. این اذن، اذن تکوینیست، که همون تسرّی ولایت کلیّه و ولایت مطلقه در مرائی و قالبهای جزئیه است. این معنا، معنای اذنه. این معنا، معنای اذنه.

