اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم شناخت صحیح اولیای الهی و علّت حجیت فعل آنها

14699
سال 1432
نسخه عربی

لزوم شناخت صحیح اولیای الهی و علّت حجیت فعل آنها

10
  • ولیّ الهی کیست؟ البته راجع به ولیّ الهی، دیگر نیاز به توضیح نیست که ولیّ الهی ما اون ولیّ‌ای می‌نامیم، ـ البته راجع به این قضیه بنده در شبهای آینده اگر خدا بخواهد انشاءاللَه توضیح می‌دم که ولیّ الهی کیست، و توضیحی در جلد دوم اسرار ملکوت، بنده داده‌ام و خیال می‌کنم همون کفایت کنه و نیازی دیگر به توضیح مجدد نباشه، ولی از باب این که فعلا ممکنه بعضی از رفقا حضور ذهن نداشته باشند، یا این‌که در اونجا هم ـ چنان چه بعضی ها گفتند ـ شاید یک مطالب مبهمی باشه، باز من روی اون مسائل، احتمالا یک مرور دیگری بر حسب موقع، خواهم داشت، و اون معنای ولیّ الهی و مصداق ولیّ الهی، چه از نقطۀ نظر کبری و چه از نقطۀ نظر صغری، به نحو مفهومی و مصداقی، این رو برای رفقا عرض می‌کنیم.

  • صحبت در این است که : آیا فعل اولیاء الهی حجت است یا نه؟

  • خب، برای خودشون، خب حجته به خاطر این که مسئله برای خودشون روشنه، و طبق اون چه را که برای خودشون تکلیف را احساس می‌کنند به اون تکلیف عمل می‌کنند. ولی صحبت در این است که آیا این فعل، برای بقیه حجت است یا نه؟ صحبت در اینه.

  • بعضی‌ها معتقدند که نه خیر، فعل اولیاء الهی برای بقیه حجت نیست، و اگر هم باشه برای خود اون‌ها حجت است. اولا معتقدند بر این که خود اولیاء الهی ممکنه اشتباه کنند و اینطور نیستش که مثل معصوم باشند. و به واسطۀ اشتباهشون، در درجه و همطراز معصوم نیستند، و وقتی نبودند، اون‌ها هم جائز الخطا هستند مثل بقیه. خب البته نسبت به بعضی مسائل این‌ها انکشاف باطنی برای اون ها شده، ولکن نسبت به بعضی مسائل ممکنه نباشه، به همین جهت، ما چهارده معصوم بیشتر نداریم، و فقط باید از اون‌ها تبعیت و اطاعت کرد، و از دیگران اطاعت نباید کرد. مثل فرض کنیم که، مرجع تقلید. مرجع تقلید، ممکن است در یک قضیه اشتباه کنه. اینطور نیست که هرچه که مرجع تقلید گفت، انسان بپذیرد. نه خیر! در اون مسائلی که انسان قطع ندارد به خلافش، در اون‌جا باید تقلید کنه. ولی در اون مسائلی که قطع دارد، دیگر در اون مسائل تقلید جائز نیست بلکه حرام است! حرام است حتی! فرض کنید من باب مثال. زیاده، امثله در این قضیه زیاده. فرض کنید مرجع تقلید انسان حکم می‌کنه به این‌که فردا، روز آخر رمضان است و سی‌ام رمضان است و انسان با چشم خودش ماه را دیده، خودش دیده اصلا ماه رو، با چشم خودش دیده، حرام است که اطاعت کند و باید فردا به عنوان روز اول شوال و روز فطر روزۀ خود را بشکند، یا این‌که فرض کنید که یه مرجع تقلیدی حکم کند بر این‌که فلان ماهی من باب مثال خوردنش اشکال نداره به خاطر این‌که فلس داره. ولکن انسان خودش اهل تشخیصه و می‌داند که این غلط است و این ماهی، ماهیِ فلس دار نیست و جزو بی‌فلس‌ها هست، حرام است که اطاعت کند و اگر بخورد، فعل حرام انجام داده. اینطور نیستش که هرجایی که مرجع تقلید... نه! این مرجع تقلید و این‌ها... باید سرش بحث بشه. باز ما یه وعدۀ سر خرمنی بدیم که راجع به این قضیه، در اون رسالۀ اجتهاد و تقلیدی که قراره، ما این بحث‌ها رو اون‌جا می‌کنیم، انشاءاللَه در پاورقی‌هایی که قراره بزنیم، در اون‌جا، بحث‌های مفصل فنی و علمی‌اش، اگر مجالی بود و فضایی بود، انشاءاللَه در اونجا ما به این مطالب خواهیم رسید. به حول و قوۀ الهی.