لزوم شناخت صحیح اولیای الهی و علّت حجیت فعل آنها
11خب، بعضیها اینطور تصور کردند که ولیّ خدا هم همینطوره، یه کاری می کنه، ممکنه اشتباه باشه، ممکنه درست باشه. به ما چه مربوطه؟ به ما چه ربطی داره؟ برا خودش میدونه. وظیفۀ خودش میدونه و تکلیف خودش میدونه. ارتباطی به ما نداره و روی این جهت اطاعت از او لازم نیست، بلکه میشه حرام. یعنی اگر شخصی آمد و خودش تشخیص داد بر اینکه این دستوری که ولیّ خدا میدهد، این دستور، خلاف شرع است، یا بر خلاف نظر و فتوای اوست، جایز نیست اطاعت کند و اگر اطاعت کند معصیت کرده. خب، بعضیا یه همچنین نظری دارند. و این هم نظر، نظر بی سابقهای نیست. مدتهاست، از صدها سال پیش این قضایا بوده و در مطالب و در کتب، از این مسائل کم و بیش اشاراتی شده. و طبعا در این زمانه که از منطق کمتر خبری هست، و بیشتر انسان احساس میکند که مسائل علمی دستخوش اغراض نفسانی شده، نسبت به مسائل علمی. خیلی باعث تاسفه.
من چندی پیش یک قضیهای رو شنیدم که به یه نفر، یه بنده خدایی که از دنیا هم رفته، یه فتوایی رو نسبت دادند. اون شخص هم که دیگه زنده نیست که بیاد دفاع کنه بگه بابا من کی یه همچین کاری انجام دادم؟ کی همچین فتوایی دادم؟ اصلا نظرم بر خلاف اینه! صد و هشتاد درجه...! آمدند نسبت دادن رو چی؟ رو هیچچی! رو اغراض نفسانی! خب این خیانت علمیست به فقه و به علم و به تاریخ. در تاریخ علم، فردا میاد ثبت میشه که این شخص، شخص محترمی که از دنیا رفته، یه همچین نظری داشته و بعد میان رو این نظر ترتیب اثر میدن. ببینید چه خیانت بزرگیست! که یه نفر بیاد تو یه کتابی بنویسه، حالا اگر یه شخص فاضلی هم باشه که دیگه بدتر. که بابا یه همچنین قضیهای بوده و تهمت بزنه. تهمت بزنه که یک نفر یه همچنین نظریهای داشته. حالا این به دست من میرسه، خب من اعتماد میکنم. رو مطلب او اعتماد میکنم و این را یه نظریهای که قائل داره میپذیرم. این نظریه نظریهایست که قائل داره، گوینده داره، مفتی داره، معتقد داره. در حالتی که اصلا اصل و اساسی نداشته. این چه خیانت بزرگیست؟ به خاطر نمیدونم مصلحت و مصلحت و مصلحت...! این چه خیانتیست که من بیام این عمل رو انجام بدم؟ یعنی خیانت به انسانیت، خیانت به وجدان، خیانت به امام زمان، خیانت به دین پیغمبر، خیانت به علم و خیانت به تاریخ. و خیانت به افرادی که بعدا میان و اطلاع ندارن و به واسطۀ این فعل و به واسطۀ عمل این شخص به انحراف میافتند. الآن بسیاری از مطالبی که ما داریم، در تحقیقاتی که خب اهل علم میکنند، فضلا میکنند، اینها خب به این مسائل میرسند، بسیاری از مطالبی که ما داریم اصلا ریشه نداره. فرض کنید که در فلان کتاب علمی ـ حالا اینا رو میتونیم بگیم حمل بر اشتباهه، اما شخصی که این مطالب رو... رو عمده! ـ در فلان کتاب میبینیم که بله فرض کنید شیخ طوسی هم قائل به این قضیه بوده، خب انسان براش چیز پیدا میشه. وقتی مراجعه میکنیم میبینیم نه!

