لزوم شناخت صحیح اولیای الهی و علّت حجیت فعل آنها
8اصلا شما از اون حال بیای در بیاری که... اصلا قابل برای توصیف نیست نعمتهایی که پروردگار اون نعمتها رو برای بندگان صالحش در نظر گرفته، اون نعمتها چیه؟ واقعا این مناجات خمسة عشر امام سجاد را بخونید، مرحوم آقا توصیه میکردند به خوندن خمسة عشر در جلسات، و همینطور به طور خصوصی. هر شبی یه مناجات رو بخونید. نماز که بلند میشیم ـ برای نماز شب ـ بخونید. یا یه فرصتی پیدا میکنید جایی، در حرمی، تشرفی پیدا میشه و امثال ذلک؛ وقتی میبینید که حالتون مساعد هست و کشش دارید، یکی از این مناجاتها رو بخونید و فکر کنید، ببینید چکار کرده امام سجاد؟ چکار کرده در این مناجات خمسة عشر که اصلا دیگه چیزی باقی نذاشته حضرت. در تجلیات توحیدی، در اون نفحات توحیدی، در اون کیفیت جذب بنده با پروردگارش، در کیفیت ربطش. اصلا چیز عجیبی. البته همۀ ادعیۀ ائمه همینطوره، کدام را که ما...؟ هرکدام را در نظر بگیریم، از دریچۀ خاص نگاه میکنه. در همین مناجات شعبانیۀ أمیرالمؤمنین مگر کم مسئله وجود داره؟ واقعا مگر کم....؟ الهی و ألحقنی بنور عزّک الأبهج، فأکون لک عارفاً و عن سواک منحرفا و منک خائفاً مراقباً یا ذالجلال و الإکرام، حتی تخرق أبصار القلوب حجب النّور، (أبصار القلوب حجب النّور! از حجابهای نور بگذره! ظلمت کجا؟! ظلمت کجا؟!) فتصل إلی معدن العظمة، فتصیر أرواحنا معلّقة بعزّ قدسک. این حرفها چیه؟ این مفاهیم چیه؟ این معانی چیه؟ واقعا اینها چیه؟ اگر ما به چشم خود نمی دیدیم اون بزرگان را، به این معانی اصلا نمیتونستیم برسیم. اونم به میزان فهم خودمون، به میزان.... که میبینیم نه! اینها بوده، این ها هست، این ها مسائلی بوده که هست، بی هیچ چی نیست. امیرالمؤمنین نیومده در اینجا داستان سرایی و قصیده سرایی و بحر طویل اینجا بگه! مسائلی بوده. احساس میکرده حضرت، که آمده اینها را بیان کرده.

