شرع وفلسفۀ نیاز به آن
6گفت ای داد بیداد دیر بجنبیم! همۀ غنائم رو برداشتند بردند! ببینید آقایان! این اعتقاد مردم به پیغمبر همین قدر بود. انقدر بود! یعنی در ازای دو تا سکه، حرف پیغمبر رو گذاشتند زمین. در ازاء یه اسب، در ازاء یه کلاه خود، در ازاء یه زره، در ازاء خورجین کاه! حرف پیغمبر رو گذاشتند زمین و آمدند پایین و باعث شد که اون جنایت در جنگ احد اتفاق بیفته. اون جنایت عظیم. چه بر سر پیغمبر آمد، چه بر سر امیرالمؤمنین... چه بر سر افراد... خلاصه دیگه جنگ احد یه جنگ عجیبی بود دیگه، یک... واقعا یک مجزرهای بود، قتلگاهی بود. که بسیاری از اصحاب پیغمبر در اون جنگ به شهادت رسیدند. یازده نفر موندند، پایدار! آهان! پایدار! گفتند پیغمبر به ما گفته اینجا وایسا، وایمیستیم تا تیکه تیکه بشیم. تا نگفته نمیایم. هنوز هم که ما پیغمبر رو ندیدیم بگی ازش بپرسیم. ما وایمیسیم. ما وایمیسیم. خالد بن ولید با پونصد نفرآمد دور زد اینها را، همه رو تیکه تیکه کرد. صاف! صاف کرد، درو! آمد پایین، و کرد اون چه را که کرد. خلاصه... جریان مفصلی داره. خب این یازده نفر همه رفتند چی؟ همه رفتند یه راست تو بهشت! و خوش به حالشون. رفت، بدون حساب و کتاب! دِ برو! مثل برق! امّا، اونهایی که آمدند به قصد غنیمت، بسیاری از اونها کشته شدند. در جنگ احد داریم! همونهایی که آمدند از اون پنجاه نفر، برای چی؟ برای این غنیمت! اونها چی؟ با کله رفتند وسط جهنم. هم خودشون را بدبخت... چرا؟ برا غنیمت اومد پایین! خالد بن ولید هم از پشت دامبی گذاشت تو کلهشون! واسه غنیمت اومدید؟ پس حالا بخورید! خودتون واسه غنیمت اومدید، اینم غنیمت! یکی دِ بزن! اونم مأمور خداست. اونم مأمور خداست. خیال نکنید که خالد مأمور نیست. خدا همه جور مأمور داره. مأمور ظالم داره، مأمور مظلوم داره. نداریم مگه: الظالم سیفی، انتقمُِ به و انتقِمُ منه. ظالم شمشیر منه. اونم یکی از کسان چیه؟ واسطه هاست. اونم در تحت قدرت منه. به واسطۀ او انتقام میگیرم، بعد هم پدر خودشم در میارم! بعد هم... بعد هم... .

