معنای لغوی و اصطلاحی شرع و شارع
13اگر بخوای بری حمل کنی، اصلا احتمال فلج هست. احتمال داره فلج برات پیدا بشه. اینم گوش نداده بود به حرف اونها و بعد رفته بود حمل پیدا کرده بود و البته بعد سقط کرد و خدا بهش رحم کرد. وقتی که این خبر به گوش مرحوم آقا رسید ـ من رفتم گفتم ـ گفتم که آقا اینا که شما این مطالب را میگید، آخه یه توضیحی، آخه اینا بفهمند که آخه هرچیزی جا داره! آخه هرچیزی... ایشون فرمودند: آخر اینا به اندازۀ انقدر هم فهم ندارند که آخه هرچیزی در جای خودش هست؟ من که میگم، یعنی به هر قسمی...؟! یعنی این اولیاء خدا هم که این حرف رو میزنن، [افراد] خب باید بدونند این جاش کجاست، محلش کجاست. همینطوری سیخکی که آدم نمیتونه کلهشو بندازه پایین!
یا یه بنده خدایی رفته بود ـ اونم نظایر یه همچین قضیهای اتفاق افتاده بود، اونم تو مشهد بود. اینی که میگم تو طهران بود، اون تو مشهد بود ـ دکتر آمده گفته آقا باید فلان مسئله راجع به این انجام بشه، تو اتاق عمل بوده، الآن پزشک هست، بسیار پزشک، پزشکِ... از دوستان ما هم هست و شهرت جهانی داره در مسائل زنانگی و امثال ذلک و اینها. گفته که به تشخیص من، باید الآن این رَحِم برداشته بشه. بعدا خطر پیش میاد. آقا خر مقدسی آمده برداشته گفته مرتیکه، گفته نه خیر! نمیشه! اگر این برداشته بشه این دیگه نمیدونم حامله نمیشه! بابا پنج شش تا درست کردی بسه دیگه! هیچی... ول کردند، بعد آقا زنه مرد! بدبخت بعد یه مدت مُرد. سرطان گرفت نمیدونم چی گرفت، فلان کرد. اینها چیه؟ خب اینا بر خلاف دستور حرکت کردنه دیگه. وقتی شارع میگوید که برای فلان موضوع این حکم را من وضع کردم، به چه حسابی ما میاییم از پیش خودمون، به خاطر نفهمی و جهالت خودمون و به خاطر عدم توجه به مبانی عقلانی، خودمون رو به این مسائل و گرفتاریها دچار میکنیم. تمام اینها چیست؟ تمرده! تمرده! البته حالا که انشاءاللَه خدا از تقصیرات میگذره. ولی اگر قرار باشه بعضیا از روی عناد و این چیزها بخوان اینو انجام بدن، خدا هم پدرشون رو در میاره. اطاعت از دستور طبیب متخصص و وارد، شرعاً واجبه. شرعاً واجبه. عقلاً واجبه. عرفاً واجبه. منطقاً واجبه و شوخی ندارد، همونطوری که اطاعت و رجوع به فرد غیر وارد، چه طبیبهای عادی و چه اینهایی که گیاه و فلان و اینجا هستند و وارد نیستند، شرعا حرام است. شرعا حرام است و هرچه که پیدا بشود از تبعات، دامن اون افراد را خواهد گرفت.

