اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای لغوی و اصطلاحی شرع و شارع

14265
سال 1432
نسخه عربی

معنای لغوی و اصطلاحی شرع و شارع

14
  • خب، حالا صحبت ما این است که آیا شارع می‌تواند به یه فردی بر خلاف اون حکم عام که برای همه اون حکم را به نحو استواء وضع کرده، آیا می‌تواند حکمی را بکند یا نه؟ بله که می‌تواند چون شارع اوست. و او به حکم عقل، چون بر مصلحت نفسیۀ انسان و مفسدۀ نفسیّۀ انسان، اطلاع دارد، حکم مخصوص به اون فرد را بیش از دیگران و حتی خود این فرد تشخیص می‌دهد. پس بنا بر این می‌تواند حکم به خلاف بکنه. می‌تونه حکم به خلاف بکنه. ما در این زمینه خیلی مسائلی داریم. خدمت رفقا هم عرض کردم. که این مسئله، از سابق الأیام بوده؛ البته این بحثی که امشب بنده مطرح کردم در همون راستای حجیّت فعل ولیّه ها! منتها در مجال‌های مختلف و در ظروف مختلف، این مباحث مطرح می‌شه تا بعدا در یک جا جمع بشه. همۀ این‌ها بر می‌گردد به حجیّت فعل ولیّ، مطلقاً؛ نسبت به فردی که ولیّ امر به اون فرد می‌کند که این را انجام بده، یا او را نهی می‌کند، انجام نده. و در این صورت عرضۀ فعل ولیّ، بر کتاب اللَه و سنت، شرعاً لغو خواهد بود. لغو. چون بر خلاف اون موضوع و مسئله است. 

  • یه وقت ما، مشهد مشرّف بودیم. در همون زمان‌های سابق. دیگه مثل این‌که داره دیر می‌شه. عیب نداره این قضیه رو بگم و انشاءاللَه بقیۀ مطالب برای شب بعد. خودم هم خسته شدم. 

  • در همون زمان سابق ـ زمان شاه ـ یه وقت با مرحوم آقا و یکی از اخوی‌ها، ما ایام عید قربان، مشهد مشرف بودیم، چند روزی در مشهد بودیم. در هتل بودیم. من سنّم در اون موقع بیست و سه سال بود. یه شب نشسته بودیم در هتل، از حرم برگشته بودیم. دیگه کم کم داشتیم آماده برای خواب می‌شدیم، یه دفعه دیدیم که در می‌زنند. درِ اتاق. من رفتم در رو باز کردم. دیدم یکی از علمای معروفه که مدتی‌ست که ساکن مشهد شده و خیلی شخص معروفی بود. نمی‌دانم الآن در [قید حیاته یا نه؟] نه! مثل این‌که فوت کرده. الآن فوت کردند. چندی پیش بود مشهد مشرف بودم، دیدم که اعلانیه‌هاش رو زدند و... . فوت کرده. سیدی بود، تقریبا همسن مرحوم آقا بود. از نجف همدیگه رو می‌شناختند. این آمد در زد و یه دفعه آمد و سلامٌ علیکم! گفت آقا سلامٌ علیکم و این حرفها و... شما اینجا تشریف دارید و...؟ بعد مشخص شد این به هوای یکی دیگه آمده! اومده بوده بره برای دیدن یه نفر دیگه و اصلا نمی‌دانسته که ما در این‌جا هستیم و خلاصه از اون قسمت پایین، پذیرش و این‌ها که سؤال کرده بود، اون‌ها خیال کردند که منظور پدر ما هست و آدرس اتاق ما رو داده بودند، ولی خب این قرار بوده دیدن کس دیگه‌ای بره. آمد و در زد. گفت خب آقا! حالا نعم البدل شد! حالا میاییم همین‌جا خدمتتون. هیچی آمد تو. آمد تو و سلام علیکم و بفرمایید و فلان و خلاصه نشستیم. ما هم نشستیم. دیگه شروع به صحبت و این‌ها کرد. در ضمن صحبت‌هایی که ایشون کرد، معلوم شد که از شاگردان مرحوم آقای خمینی هم بوده و در نجف هم درس ایشون می‌رفته. درس آقای خمینی می‌رفته. و می‌گفت که یه شب صحبت همین قضیه بود که آیا امام علیه السلام بر خلاف حکم شرع می‌تواند حکمی بکنه به یه شخصی؟ ـ و مثال زد ـ مثلا بگوید که آقا شما برو زنت رو طلاق بده. همین مثال رو زد. آقا شما برو زنت رو طلاق بده. آیا می‌تواند یه همچنین حکمی بکنه یا نمی‌[تواند]؟ می‌گفت ما نشسته بودیم و یه همچنین صحبتی بود. البته صریحا نگفت که نظر ایشون چیه. بنده نشنیدم، این مسئله رو که نظر خود مرحوم آقای خمینی در این قضیه چیه. ولی اون می‌گفت ما نشسته بودیم با چند نفر یک نفر که او الآن در قید حیاته در یکی از شهرستان‌ها، او رو می‌دانم که در قید حیاته. می‌گفت یه نفر هم اونجا بود ـ آقای فلان ـ اون گفتش که ـ روکرد به آقای خمینی ـ گفت حاج آقا روح اللَه! حاج آقا روح اللَه! این حرف رو فلان دوغ فروش سر کوچه هم نمی‌زنه! چه برسه به این‌که امام بیاد بگه! می‌گفت دوغ فروش! اسم یه دوغ فروشی بود سر کوچه‌شون، یه دوغ فروش عربی بود در همون نجف، اسم برد. حالا من یادم رفته اسم اون چی بود. می‌گفت این دوغ فروش فلان هم یه همچین حرفی نمی‌زنه. یعنی انقدر این حرف قبیح است و دور از قاعده است و دور از قانون است، چه برسه به این‌که امام بگه! امام بگه بیا زنت رو طلاق بده؟ اِ اِ! اصلا یه همچین چیزی مگه میشه؟ دوغ فروش هم همچین حرفی نمی‌زنه. و خلاصه همه خندیدند و فلان. یعنی خب نظر منم همینه دیگه. می‌گفت مسئله همینه دیگه. خب، مرحوم آقا هم هیچی نگفتند و ما هم خیلی تعجب کردیم. با این‌که اون موقع بیست و سه سالمون بود و خیلی با این مطالب چیز نبودیم، ولی خب بالاخره، به همون مقداری که اطلاع داشتیم، خیلی مستبعد شمردیم، چطور یعنی؟ یعنی امام اگر به یه شخص بگوید زنت رو طلاق بده، این عملِ خلاف شرعی انجام داده؟ و امام حق نداره به یکی بگه آقا برو زنت رو طلاق بده؟ خیلی برای ما عجیب بود. بالاخره بعد از یه مدتی ایشون رفت. وقتی ایشون رفت، یه دفعه من رو کردم به آقا: گفتم آقا جان شما با مطالب ایشون موافق بودی؟