اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معنای لغوی و اصطلاحی شرع و شارع

14265
سال 1432
نسخه عربی

معنای لغوی و اصطلاحی شرع و شارع

8
  • مگر آقای انصاری فرستاده بودند دنبالت که بیا من بهت نسخه می‌دم؟ یا دست و پاتو بسته بودند برای این نسخه؟ چشمت درآد! می‌خواستی نیای! چشمت درآد! تو که انقدر عرضه نداری، تو که فهم نداری، تو که مثل یک حیوان شعور نداری که تشخیص بدی... خب می‌خواستی نیای! چرا می‌ندازی گردن ایشون؟ چرا خلاف خودت رو می‌ندازی گردن بقیه؟ ها؟ اینا چوب داره‌ها!

  • شارع، که می‌گن شارع، یعنی کسی که راه قرار می‌ده. راهِ به سوی باطن. راهِ به سوی حق. راهِ به سوی واقع. راهِ به سوی تکلیف. تکلیف چیه؟ تکلیف عبارت است از اون عملی که فرد باید اون عمل را برای رسیدن به مصالح خود، و برای دفع مفسدۀ از خود و مانعِ خود، باید انجام بده. اینو می‌گن تکلیف. شرع، یعنی این. شرع یعنی قانونی که فرد، باید برای رسیدن به اون مصلحت، مصلحت عبارت است از قطع تعلق از دنیا، و تقرب به حق، تجرّد ذات، تجرّد نفس، نورانیّت دل و زدودن ظلمت و کدورت، و نظام، نظام اجتماعی، نظام شخصی، مصالح شخصی، مصالح اجتماعی، این مسائل رو باید انجام بده. اینو می‌گن شرع. شَرَع لکم من الدّین ما وصّی به موسی و عیسی و فلان. 

  • این شرع است. آیات قرآن هم بر این قضیه دلالت می‌کند. و نسبت به این مطلب، مسائل خیلی روشن و واضح و مشخصه. لذا ما می‌بینیم که در شرایع و ادیان، دو جور حکم داریم. یه حکم، حکم کلی‌ست. یعنی حکمی که به او می‌گن حکم ابتدایی. حکم اولی. اون حکم، جنبۀ کلی داره و جنبۀ سِعی داره. همونطوری که در قوانین ملل و در قوانین مجتمعات، این‌ها دو جور حکمه. یه احکام، احکام کلیه است. این که این حکم، برای همه است. در مرحلۀ اول، در مرحلۀ ابتدایی. که همه این رو باید انجام بدند. در قبال این حکم، مثل این که فرض بکنید همه، من باب مثال، وقتی که از خیابان می‌خوان عبور کنند، باید از سمت راست عبور کنند. از سمت راست ماشین‌ها حرکت کنند. همه از این طرف. اون کسی که داره می‌ره از سمت راست، اون کسی هم که داره میاد از سمت راست که به هم‌دیگه برخورد نکنند. خب این بایستی که راهش رو بره. اگر یه فرد بیاد از طرف مقابل، بر خلاف حکم عمل کرده، بر خلاف این شرع عمل کرده، پلیس او رو جریمه می‌کنه. راه خلاف رفتی. بر خلاف حرکت کردی، باید جریمه بشی. اگر هم یه تصادفی اونجا بشه باید جریمه بپردازد. اگر هم یه قتلی اتفاق بیفته، مقصره. چون بر خلاف حرکت کرده. به تبعات و آثارش ملتزمه. اما در راستای همین حکمِ به کلی، یه سری احکام داریم، اینا بهش می‌گن احکام احکامِ استثنائی. اینم حکم مثل... این دیگه مربوط به فرده، مربوط به همه نیست. هرکسی باید بگه که بنده استثنام می‌خوام به عکس بیام! فرض کنید که مریضه، می‌خواد به بیمارستان برسه، این می‌توانه به خلاف بره. اگر پلیس او را بگیره و ثابت بشه که او مریضه، پلیس باید او را ولش کنه. باید [زود به] بیمارستان [برسد،] مثل آمبولانس! آمبولانس! این چیه؟ بر خلاف حرکت می‌کنه. مثل همین إطفائیه‌ها. آتش نشانی و این‌ها.خب این‌ها بر خلاف حرکت می‌کنند دیگه. چرا؟ چون مصلحت رسیدن به اون نقطه برای اطفاء حریق، اون مصلحت بالاتر است از مفسدۀ حرکتِ به خلاف. این حرکتِ به خلاف یه مفسده‌ای داره دیگه. مفسده‌اش اینه که احتمال برخورد با... چرا می‌گن نبایستی بر خلاف بره؟ چون مفسده داره. احتمال برخورد با یک وسیلۀ دیگه. احتمال برخورد با عابر. احتمال برخورد با هزار جور مسائلی که هست. خب این یه مفسده است. به خاطر جلوگیری از این مفسده، پلیس می‌گوید باید در سمت راست حرکت کنید. بر خلاف جهت نمی‌توانی بیای. اما اگر یه مصلحتی در این‌جا غالب بود، خود پلیس اجازه می‌ده برای این‌که اون شخص بر خلاف حرکت کنه. مثلا فرض بکنید که جایی داره آتش می‌گیره، خب این اگر بخواد از خیابان های اطراف بره، اون جا را بخواد خاموش بکنه، دیر می‌شه، اون ساختمان می‌سوزه. فاجعه اتفاق می‌افته و مفسدۀ اون‌ها بالاتر است از مفسدۀ حرکتِ خلاف. لذا اون مفسده می‌آید حکم الزام و تکلیف برای اون رانندۀ این وسیلۀ نقلیه می‌آورد که واجب است علاوۀ بر این‌که حرکت از این‌جا برای شما حرام نیست، بلکه واجب است! واجب است شما بر خلاف حرکت کنی تا بری و به اون نقطه برسی و اون آتیش رو خاموش کنی. مفسده در اونجا... مفسده در اون‌جا خب زیادتره. مفسده در اون‌جا غالبه.