اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا

14808
سال 1432
نسخه عربی

حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا

11
  • حالا، صحبت بنده این است که قانونی که برای تدبیر ادارۀ جامعه باشه، اما نسبت به مسائل نفسانی و نسبت به اون مسائل روحی و نسبت به اون مسائل و تکاملی که مترتّب بر خلقت است، در اون‌جا ناقص باشه و خلأ در او وجود داشته باشه، این دین، دین نیست. این عبارت است از یه سری قوانینی که اون قوانین برای تدبیر حدّاقلیّ یک جامعه بر اساس عدالت اجتماعی می‌شه در نظر گرفت. این دین نیست. دین چیه؟ دین عبارت است از راهی که اون راه توسّط خدای متعال برای رسیدن به تکامل فعلیّه و مراتب فعلیّۀ تجرّد و توحید، برای انسان قرار داده است که اون راه متضمّن سلامت و عافیت و امنیّت این دنیا و اجتماع هم خواهد بود. چون بالاخره بدون امنیّت و عدالت و مسائل دنیوی، انسان که به اون مسائل نمی‌رسه. نمی‌تونه برسه. مگر این‌که بره غار نشین باشه و فلان و از این مسائل. انسان نمی‌تونه به اون‌ها برسه. پس بنا بر این اگر ما دین رو صد فرض کنیم، پنج درصد، ده درصد این‌ها مربوط می‌شه به مسائل اجتماعی و مسائل... نود درصدش مربوط به مسائل شخصی و مراتب معنوی انسان و حرکت انسان به سوی اون‌چه که به سوی کمال است. در آیات قرآن هم داریم: وَ مٰا خَلَقْتُ اَلْجِنَّ وَ اَلْإِنْسَ إِلاّٰ لِيَعْبُدُونِ ﴿الذاریات‌، ٥٦﴾ تا این‌که عبادت مرا بکنند. عبادت یعنی چی؟ یعنی سر تسلیم در قبال امر و نهی؛ این معنا معنای عبادت است. عبد، یعنی کسی که سر تسلیم دارد در قبال امر و نهی پروردگار.

  • پس بنابراین به مقتضای حکم عقل، کاری حالا به شرع و این ها هم نداریم. به مقتضای حکم عقل، اون راهی که انسان را به این هدف برساند، اون راه تنجّز و حجیّت دارد. هرچه می‌خواد باشه. هر راهی که انسان را به این می‌رساند. و هر راه و مسیری که موجب توقّف و عقبگرد انسان از اون هدف و مقصود باشد، اون راه، مورد رضای پروردگار نیست. و این خودش می‌شه برای انسان یه معیار. که انسان در کارهایی که از افراد مشاهده می‌کند، در مطالبی که از افراد می‌بیند، در نظرها و آرائی که از افراد به گوشش می‌رسه، هرکسی می‌خواد باشه، و هرچیزی می‌خواد باشه. نگاه کنه ببینه، اگه عمل به او باعث شد درش روحانیت ایجاد بشه، سبک بشه، البته در صورتی که از نظر شرع، چون گاهی اوقات برای خود انسان ممکنه یه حالت جهل ـ یعنی جهل مرکب ـ پیش بیاد. نه، از نظر شرع... فرض کنید مِن باب مثال از نظر شرع، ما حرمت به موسیقی داریم. موسیقی حرام است به أیّ نحو کان. هرچه می‌خواد باشه حرامه، شکی هم در این قضیه نیست. موسیقی حرامه، خیلی خب. حالا یکی در میاد می‌گه موسیقی حلاله، حلالِ حلاله، از شیر مادر هم حلال‌تر. بسیار خب، اشکال نداره، اون رأی خودشه، فتوای خودشه، نظر خودشه، اشکال نداره. حالا اگر شما آمدید این موسیقی را گوش دادید، همین موسیقی که حلاله، از شیر مادر هم حلال‌تر، آها؟! همین را آمدید گوش دادید، ارتباطتون را از نظر روحی با نمازی که می‌خواید بخونید، با قرآنی که می‌خواید بخونید،نگاه کنید ببینید که آیا میل دارید یا ندارید؟ میل دارید یا ندارید؟