حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
8این قصههایی که در قرآنه، این مطالبی که در قرآنه، مال چیه؟ واسه اینکه امروز ما بفهمیم چه میخوایم بکنیم. خیلی عجیبه. مسائلی که هست... همین داستان حضرت خضر، این قضیۀ حضرت خضر، شما فکر میکنید یه قضیۀ ساده است؟ همین یه قضیۀ ساده است؟ موسی راه افتاد با اون رفیقش و حضرتِ چی؟ یوشع بن نون. بعضیها شمعون صفا هم گفتهاند. الآن یه قبری هست در بغداد، در کنار قبر... که ما هم مشرف شدیم به زیارتش، در سفر همین چندی پیش که به عتبات داشتیم، در بغداد، اونجا که در کاظمین بودیم، یه روز رفتیم برای زیارت قبر جناب معروف کرخی، دربان امام رضا علیه السلام و سریّ سقطی و جنید بغدادی. در کنار اون، در اون سفر قبلی به نوّاب اربعه هم مشرّف شده بودیم ولی در این سفر نه. یه قبری هست، مال حضرت یوشع بن نون، ظاهرا... اگر اشتباه نکنم در اسم. که ـ تقریبا پنجاه متری فاصله داره ـ و در اونجا داره که این وصیّ حضرت موسی است، خیلی هم با نوره. خیلی با جلال و نور و خیلی جنبۀ نورانیّت خیلی غلبه داره. خیلی صفا و سبکی، انسان در اون فضا احساس میکنه. خیلی. این وصیّ حضرت موسی بود. خب حضرت موسی آمده، به خاطر یه جریانی،یه مسئلهای، حالا یه مشکلی، یه قضیهای، سؤالی... چون در روایات داریم که، از خود آیات هم هست که از خدا طلب کرده کسی را که به او مسئلهای را، علمی را به او اضافه کند، خداوند هم اجابت کرده و ملاقات با حضرت خضر را نصیب او کرده.
خب این چه ربطی به ما داره؟ چه ارتباطی با ما داره؟ یه همچین چیزی بوده، یه جریانی بوده، و حضرت خضر هم آمده این کارها رو هم کرده. این مسائل هم آمده انجام داده. خیلی ارتباط داره. قرآن خیلی عجیبه. واقعا کتاب، کتاب عجیبیست. و بیش از این ما باید به قرآن توجه کنیم و علّتش رو حالا بنده در آخر مطلب، چند شب آخر این بحث، عرض میکنم که چرا در قرآن این مطالب آمده.

