حجّیت عقلی اطاعت مطلقه از ولیّ خدا
9علی کلّ حال، شرع عبارت است از اون راهی را که، اون راه به واقعه. مسیری که به واقع است. اون شرعه. پس بنابراین، هر راهی که انسان را به اون واقع برساند، یعنی اون مصلحتِ نفسیه و واقعیّه و فعلیّه، که باعث رشد و ترقّی مقصود و منظور پروردگار باشه، اون راه میشه چی؟ اون راه میشه حجّت. هر راهی که انسان را به این نکته و به این مسئله برساند. دین، عبارت است از نور. قَدْ جٰاءَكُمْ مِنَ اَللّٰهِ نُورٌ وَ كِتٰابٌ مُبِينٌ ﴿المائدة، ١٥﴾ يَهْدِي بِهِ اَللّٰهُ مَنِ اِتَّبَعَ رِضْوٰانَهُ سُبُلَ اَلسَّلاٰمِ ﴿المائدة، ١٦﴾ از طرف پروردگار، برای شما نور آمده است. و کتابی که باعث میشود شما، به اون راههای سلام، یعنی راهی که اون راه، منتهی به امنیّت است، وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ﴿النمل، ٨٩﴾ خدا راجع به اولیاء خدا چه میفرماید؟ لاٰ يَحْزُنُهُمُ اَلْفَزَعُ اَلْأَكْبَرُ ﴿الأنبیاء، ١٠٣﴾ بعد میفرماید در آخر: وَ تَتَلَقّٰاهُمُ اَلْمَلاٰئِكَةُ ﴿الأنبیاء، ١٠٣﴾ کذا... وَ هُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ﴿النمل، ٨٩﴾ و یا در آیۀ دیگر میفرماید: وَ آخِرُ دَعْوٰاهُمْ أَنِ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ ﴿یونس، ١٠﴾دَعْواهُمْ فی سُبْحانَكَ اللَه السلام َوَ آخِرُ دَعْواهُمْ أَنِ الْحَمْدُلِلَّهِ رَبِّ الْعالَمينَ. حالا اگر این آیه رو رفقا در نظرشون هست، من چیز داشتم... این... (یکی از حضار: دعواهم فیها...) نه! سلام! سلام! (حضار: تحیّتهم) تحیّتهم! وَ تَحِيَّتُهُمْ فِيهٰا سَلاٰمٌ وَ آخِرُ دَعْوٰاهُمْ أَنِ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِينَ ﴿یونس، ١٠﴾ که با سلام به این افراد، افرادی که وارد بهشت میشن، ـ البته دارای مقامات بالایی هستندها! نه چیز... ـ اونها تحیّت سلامه. یعنی دیگه شما به سلامت رسیدید. به سلام وارد شدید. سلام، از سلامت است. در سلامت، دیگر نگرانی نیست. دیگه غبن نیست. غبطه نیست. احساس نگرانی دیگر نیست. راهی که انسان را برساند به این حقیقت، اون راه چیه؟ نوره.
آیات قرآن در این جا زیاده. روایات در اینجا خیلی زیاده. لَقَدْ أَرْسَلْنٰا رُسُلَنٰا بِالْبَيِّنٰاتِ ﴿الحدید، ٢٥﴾ یا فرض بکنید که: هُوَ اَلَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدىٰ وَ دِينِ اَلْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى اَلدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ اَلْمُشْرِكُونَ ﴿التوبة، ٣٣﴾ بالهدی! یعنی به هدایت. هدایت یعنی راهنمایی به واقع. قد جائکم من اللَه نورٌ. از طرف خدا برای شما نور آمده است. نور چیه؟ پیغمبر. پیغمبر نوره دیگه. پیغمبر نوره دیگه. نور در ظلماته. مگر امیرالمؤمنین راجع به اولیاء خدا نفرمود: هجم بهم العلم علی حقیقة البصیرة کذا کذا، بعد میفرماید: اولئک واللَه نور اللَه فی ظلمات الأرض. نور خدا در ظلمات، اینها هستند. این چیه؟ این همون قد جائکم من اللَه نور و کتاب مبین. نور، یعنی وسیلۀ برای هدایت. در یک ظلمت که شما جلوی پاتون رو نمیبینید، وقتی یه چراغ دست بگیرید، این چراغ میشه چی؟ واجب الإطاعة. چراغ الآن شد واجب الإطاعة. این چراغ به شما میگه از کجا برو، از کجا نرو. اینجا چاهه، اینجا راهه. اینجا پرتگاهه، اونجا مهلکه است. حالا اگر شما این چراغ رو خاموش کردید، تو چاه میرید. تو پرتگاه میافتید. به خطر برخورد میکنید. پس این چراغ برای شما عقلا و شرعا میشه حجت. ببینید چه راحت! چراغه دیگه! اگر این چراغ خاموش باشه، شما جایی رو میبینید؟ نه! دین و شریعت، چراغ است. چراغی که شما را میرساند به اون واقع. اون واقعی که اون واقع عبارت است از همون تکامل نفسانی و رسیدن به فعلیّت.

