مراد از آرزوی عظیم در فرمایش امام سجاد علیه السلام
10ما در ادعیه نسبت به این قضیه مسئله زیاد داریم، از مطالب ائمه علیهم السلام، در دعای کمیل میخوانید، در مناجات شعبانیّه میخوانید، در مناجات خمسة عشر در کلام امام سجاد علیه السلام میخوانید، وقتی حضرت میفرماید: الهی! من ذا الذی ذاق حلاوة محبتک فرام من دونک بدلاً؟ پروردگارا! کیست که حلاوت محبت تو را چشیده باشد و بتواند بدیلی برای این آرزو و برای این نیّت، بدیلی پیدا کند؟
چه قضیهای در اینجا نهفته است و چه مسئلهای و سرّی در اینجا قرار دارد که همین عبارت به صورت دیگر را در مناجات خمسة عشر ما میبینیم امام سجاد فرموده. همین عبارت را امیرالمؤمنین علیه السلام در مناجات شعبانیه، که رفقا حتما در شبهای ماه مبارک شعبان، و در روزها، حتما میخواندهاند و به آن فقرات توجه میکردهاند، بیان میکردند. همین معنا را در دعای کمیل، میبینیم امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای کمیل با عبارت: هب لی، هب لی، حضرت این معنا را میرساندند. (تایپیست: ظاهرا مرادشان مناجات شعبانیه است)
پس معلوم میشود آن امل و آرزویی که مقصود امام علیه السلام است، ولی عرضه میدارد که: عظم یا سیدی أملی، آن امل بهشت و ترس از جهنم نیست، آن جهنم و آرزو، نیّات ظاهری و نیّات بسیطه نیست، آن عمل رفتن به بهشت و برخورداری از نعیم و نعمتهای پروردگار که برای ما توصیف شده، و همۀ ما خب به دنبال آنها هستیم، به دنبال آنها، این نیست؛ مسئله چیز دیگر است. آنوقت در اینجا عظمت خداوند خودش را نشان میدهد. خیلی عبارت، عبارت عجیبی است که از یک طرف آن حقیقت ربوبیّت که صفر محض در قبال ذات کبرائیّت حقّ نمودار میشود برای مردم بیان میشود، که پروردگارا من عملم سوء است، عملم زشت است، کردار من کردار خلاف است، هیچ چیزی را در همین فقرات گذشتۀ دعای ابیحمزه، هیچ.... ما مطالبی را خب عرض کردیم از زبان امام سجاد علیه السلام که چطور حضرت موقعیّت یک بنده را نسبت به پروردگار توصیف میکردند، از یک طرف صفر بودن یک بنده نسبت به ذات ربوبی نشان داده میشود، از طرف دیگر آن لطف بیانتهای پروردگار نسبت به این بندهای که دستش صفر است و چیزی برای عرضه ندارد؛ اصلا دو نقطۀ مقابل! دو نقطه در مقابل! منتها شرط دارد، شرط دارد، قاعده دارد، هر چیزی یک قاعدهای دارد، یک شرطی دارد، امام رضا علیه السلام چه فرمودند؟ شرط گذاشتند: کلمة لا إله إلّا اللَه حصنی، فمن دخل حصنی أمن من عذابی کسی که در حقیقت توحید بخواهد وارد بشود، بداند که توحید حصن است، و کسی که وارد در حقیقت توحید پروردگار بشود، دیگر از عذاب پروردگار محفوظ میماند اما شرط دارد، حضرت فرمودند: بشرطها و أنا من شروطها من شرط وارد شدن در این حریم هستم، بدون ولایت من، که امام علیه السلام هستم، امکان ورود به این حریم، محال است، محال است که برای فردی پیدا بشود.

