اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفۀ دعا و شرایط استجابت- احیاء شب 21 ر مضان 1397 هـ.ق

14040
نسخه عربی

فلسفۀ دعا و شرایط استجابت- احیاء شب 21 ر مضان 1397 هـ.ق

11
  • حضرت ایستادند و گوش کردند و فرمودند:

  • تمام این حرف‌هایی که می‌زنید خوب است، ولی بهترین روزها و بهترین ساعت‌ها و بهترین سال‌ها آن است که وقتی انسان می‌خواهد از اینجا حرکت کند و برود، رو سفید باشد، با قلب خوش برود، رویَش متوجّه آن عالم باشد؛ نه اینکه متوجّه این عالم باشد و با قلب منقبض و حسرت‌زده و ندامت‌زده از اینجا برود. آن ساعتی از همۀ ساعت‌ها برای انسان پسندیده‌تر است که نامۀ اعمال را به دست انسان بدهند و انسان را به همان عوالم قدس دعوت کنند، نه اینکه در زمین مخلّد بماند.1

  • إخبار امیرالمؤمنین از شهادت خود

  • امشب شب ضربت خوردن آن حضرت است، و واقعاً بر تمام مسلمان‌ها مصیبت بزرگی است.

  • حضرت در این ماه مبارک در چندین موقع خبر از شهادت خود دادند. یک مرتبه برای حضرت امام حسن و امام حسین و سایر اولاد خود بیان کردند:

  • یک روز من خدمت پیغمبر بودم و پیغمبر رو به من کرد و فرمود: «یا علیّ، أَ تَعرِفُ مَن أَشقَی الأوّلین؟ ”آیا می‌دانی که شقی‌ترین اوّلین (شقی‌ترین همۀ پیشینیان) چه کسی است؟“»

  • عرض کردم: عاقرُ ناقَةِ ثَمود؛ «آن کسی که شتر معصوم حضرت صالحِ پیغمبر را پِی کرد و او را کشت.»

  • پیغمبر فرمود: «یا علیّ، أَ تَعرِفُ مَن أَشقَی الآخِرین؟ ”آیا می‌دانی که شقی‌ترین آخرین (شقی‌ترین همۀ پسینیان) کیست؟“»

  • عرض کردم: «نمی‌دانم!»

  • حضرت دست به محاسن من زد و فرمود: «مَن یَخضِبُ هذه مِن هذه! ”آن کسی که محاسنت را از خون یافوخِ سر (جلوی سر) خضاب می‌کند! او شقیّ‌ترین افرادی است که در آخرالزّمان خواهد آمد!“»2

  • «یافوخ» به این مقدّمۀ جلوی سر می‌گویند؛ بچّه‌هایی که متولّد می‌شوند تا مدّتی بعضی جاهای جلوی سرشان نرم است، که به آن در عربی یافوخ می‌گویند.

  • حضرت در بالای منبر خطبه می‌خواندند، یک‌مرتبه فرمودند: «امسال شما جمعیّت به حجّ می‌روید ولی من در میان شما نیستم.»3

  • یک روز به حضرت امام حسن علیه السّلام رو کردند و فرمودند: «یا أبامحمّد، چند روز از ماه رمضان گذشته است؟» عرض کرد: «پدر جان، سیزده روز.» فرمودند: «یا أباعبداللَه، چند روز از ماه رمضان مانده است؟» حضرت سیّدالشّهدا عرض کرد: «پدر جان، هفده روز.» حضرت دست به محاسن خود کشیدند و فرمودند: «واللَه نزدیک شده است که آن وعدۀ الهی برسد و این محاسن از خون یافوخِ سر آغشته گردد4

    1. المواعظ العددیّة، عیناثی، ص ٢٠٩، با قدری اختلاف.
    2. شواهد التّنزیل، ج ٢، ص ٤٣٥؛ المعجم الکبیر، طبرانی، ج ٨، ص ٣٨؛ با قدری اختلاف در مصادر.
    3. الإرشاد، ج ١، ص ١٤.
    4. الفضائل، ابن‌شاذان، ص ١٠٤، با قدری اختلاف.