فلسفۀ دعا و شرایط استجابت- احیاء شب 21 ر مضان 1397 هـ.ق
12در همین روزها بود که امیرالمؤمنین علیه السّلام خوابی دیدند، و آن خواب را برای امام حسن نقل کردند و فرمودند:
در خواب دیدم که جبرائیل در بالای کوه ابو قُبِیس (که در مکّه است) ایستاده است. دو سنگ از آنجا برداشت و در دو دست خود گرفت و بالای کعبه آمد و این دو سنگ را بالای خانۀ خدا محکم به هم زد. این دو سنگ خُرد شد و هر ذرّهای از آن در یکی از خانههای مکّه و خانههای مدینه فرود آمد. میدانی تعبیرش چیست؟
حضرت امام حسن علیه السّلام عرض کرد: پدر جان، نمیدانم؛ حضرت فرمودند:
به زودی من شهید خواهم شد و این مصیبت من، عالم را متزلزل میکند، و تمام خانههای مکّه و خانههای مدینه به مصیبت من عزادار میشوند.1
حضرت در این ماه مبارک رمضان یک شب افطار در خانۀ حضرت امام حسن و یک شب در خانۀ حضرت امام حسین و یک شب در خانۀ حضرت زینب ـ که عیال حضرت عبداللَه بن جعفر بود ـ افطار میکردند؛ و در روایات متعدّد داریم که حضرت بیش از سه لقمه افطار نمیکردند، و وقتی سؤال میکردند: چرا؟ میفرمود:
نزدیک است که امر الهی برسد و نمیخواهم با شکم سیر ارتحال بکنم و به ملاقات خدا بروم!2
ذکر شهادت حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام
در شب نوزدهم در خانۀ حضرت اُمّکلثوم بود؛ حضرت اُمّکلثوم راوی این حدیث است، میفرماید:
پدرم در منزل آمد و چند رکعت نماز ( نماز مغرب) خواند. من طَبقی از غذا برای افطار آن حضرت آماده کرده بودم که در آن طَبق دو گرده نان جو، ظرفی از شیر و ظرفی از نمک بود. آقا چندین رکعت نماز خواند، بعد به این طبق نگاه کرد و فرمود: «ای دختر جان، در این طبق دو خورش برای من حاضر کردهای؟! مگر نمیدانی که من از برادر و پسر عمّم رسول خدا تبعیّت میکنم؟! ای دختر، دنیا در حلالش حساب است و در حرامش عقاب! هرچه خوراک و پوشاک انسان در دنیا راحتتر و لذیذتر باشد، وقوف انسان در پیشگاه الهی در روز قیامت بیشتر طول خواهد کشید!»
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٧٩، با قدری اختلاف.
- الإرشاد، ج ١، ص ١٤.

