فلسفۀ دعا و شرایط استجابت- احیاء شب 21 ر مضان 1397 هـ.ق
14همینکه آقا میخواست از منزل بیرون بیاید، چند تا مرغابی که در منزل بودند با منقار خود دامان آقا را گرفتند و صدا میکردند و صیحه میزدند؛ خواستند آنها را جدا کنند، حضرت فرمودند:
«دَعوهُنَّ؛ فإنّهُنَّ صَوائحُ تَتبَعُها نَوائح! ”اینها را به حال خودشان بگذارید؛ اینها صیحههایی میزنند، ولیکن به دنبالش در این خانهها گریهکنندگانی است!“»
از منزل بیرون آمدند، قلاّبِ در به کمربند گرفت و کمربند آقا باز شد؛ آقا کمر را محکم بست:
أُشدُدْ حَیازیمَکَ لِلمَوتِ، فإنّ المَوتَ لاقیکا *** *** [و لا تَجزَعْ مِنَ المَوتِ، إذا حَلَّ بِنادیکا] و لا تَغُرَّ بالدّهرِ و إن کان یُوافیکا1 *** *** کَما أَضحَکَکَ الدّهرُ، کَذاکَ الدّهرُ یُبکیکا «ای علی، کمر خود را برای موت و شهادت محکم ببند! [و از مرگ، جزع و فزع نکن زمانی که در آستان تو فرود آید!2]
و به این روزگار اعتماد نکن، که هرچه دارد غرور و گول است! روزگار یک روز انسان را میخنداند و یک روز انسان را به گریه میاندازد!»
آقا در مسجد آمد، چراغهای مسجد کوفه خاموش بود، بالای مأذنه آمد و اذان داد بهطوریکه تمام اهل کوفه صدای آن حضرت را شنیدند. از مأذنه پایین آمد و مردم را برای نماز بیدار میکرد:
الصّلاة، الصّلاة! قوموا عن نَومَتِکُم أیّها المؤمنون! الصّلاة، الصّلاة!3
خَلّوا سَبیلَ الجاهدِ المُجاهدِ *** [فی اللَه ذی الکُتبِ و ذی المشاهدِ] فی اللَه لا یَعبُدُ غیرَ الواحدِ *** و یوقِظُ النّاسَ إلَی المساجدِ4 «برخیزید، برخیزید! موقع نماز است!»
تا اینکه از نزد ابنملجم گذشت، ابنملجم با دو نفر دیگر به نام وَردان و شبیب برای قتل حضرت در مسجد بودند؛ هر سه شمشیرهای تیز و زهرآلود با خود داشتند، و همعهد و همپیمان شده بودند.
حُجر بن عَدیّ که آن شب در مسجد کوفه تا به صبح بیدار، و به عبادت مشغول بود، میگوید:
نزدیک اذان صبح که شد دیدم أشعث بن قیس میگوید: «ای ابنملجم، اذان صبح نزدیک شد، برخیز! مبادا درنگ کنی والاّ بعداً رسوا خواهی شد!»
من تا این کلام را از او شنیدم، قلبم تکان خورد و گفتم: وَیحَکَ یا أَعوَر! أَ تُریدُ قَتلَ علیٍّ؟! «تو میخواهی علی را بکشی؟!»
- نسخۀ بحار: «و لا تَغتَرَّ بِالدَّهرِ و إن کانَ یُؤاتیکا»
- امام شناسی، ج ٣، ص ٢٣.
- بحار الأنوار، ج ٤٢، ص ٢٣٨ و ٢٧٦ ـ ٢٧٩، با قدری اختلاف.
- مناقب آل أبیطالب علیهم السّلام، ابنشهرآشوب، ج ٣، ص ٣١٠. ترجمه:
«راه این ساعى و مجاهد در راه خدا را باز کنید! کسی که مرد کتب الهی و میدانهای جهاد است!
کسی که غير از خدای يگانه را نمیپرستد و مردم را (برای رفتن) به سوی مساجد، بیدار میکند!» (محقّق)

