اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تناسب هدف و راه انسان

14445
سال 1433
جلسات
نسخه عربی

تناسب هدف و راه انسان

10
  • این چرخ دنده شروع کرد راه افتادن! این‌ها قشنگ در هم دیگر چفت می‌شود، شروع می‌کند هی چاپخانه اعلامیه دادن بیرون، اعلامیۀ اول، اعلامیۀ دوم، خانۀ این یکی در می‌زند، زنگ می‌زند: ونگ!

  • آقا اجازه؟

  • ـ بفرمایید برویم تو! بیا یک چایی می‌خوریم.

  • یک دفعه شروع می‌کند کم‌کم، هان! می‌بینی؟ نفس شروع می‌کند راه افتادن:

  • ـ بله، یک همچنین مسائلی راجع به ما می‌گویند، خب چه کنیم دیگر؟ ما توفیق نداریم دیگر!

  • نه، نداری! همچین چیز نکن، تعارف هم نداریم!

  • ـ ولی خب نمی‌دانیم چرا این‌طوری است، چرا آن‌جا هست، ولی این‌طوری نیست...

  • همین شبهه... بعد بلند می‌شود عصر زنگ خانۀ او را می‌زند، این مغازه می‌رود، این را می‌بیند، آن را می‌بیند، ایراد داری خب بنشین سر جایت، چکار داری؟ بلند شو برو پی کارت. رفتن این‌طرف و آن طرف و این مسائل این چه مرضی است، این چه دردی است؟ این چه مرض است؟ این‌هایی که می‌گویم خدمتتان همۀ این مسائل در زمان مرحوم آقا، استاد ایشان، این‌ها را همه را ما دیدیم، تا آن سقف پرونده دیدیم! تا سقف پرونده دیدیم! 

  • دستۀ دوم، می‌آید در قبال این مسئله موضع می‌گیرد: نه، فلان، این حرفها از کجا درست است؟ برای ما یک مسائلی پیدا شده، نه همچین که می‌گویند هم نیست و خب حالا بایستی یک مقداری بیشتر فکر کنیم و خب بالاخره خدا شما را توفیق بدهد، ما که بی‌توفیقیم و همچین خب خب خب خب... 

  • از این‌طور مطالب، اما این‌ها چه منشئی دارد؟ منشأش این است که این‌جا دست‌کاری شده! به پریز آقا برخورده! به نفس آقا تجاوز شده! به حریم آقا تعدّی شده! به شخصیّت آقا بی‌حرمتی شده! به شئون آقا... مگر این‌جا آمده‌اید شأن برای خودت درست کنی عزیز من؟ شخصیّت درست کنی؟ حریم درست کنی؟ این‌ها را برو کنار، برو جاهای دیگر خرج کن! جاهای دیگر صرف کن که شخصیّت می‌خرند، شأن می‌خرند، شأن می‌سازند! شخصیت می‌سازند، اعتباریّات را به جای حقائق می‌نشانند، حقائق را زیر پا می‌گذارند، خلاف را به جای واقع نمود می‌دهند، برو آن‌جا جای این حرفهاست، اینجا که آمدی شخصیتت را بکوبی، شأنت را بکوبی، همۀ آن‌چه را که تا به حال ساختی فروبریزی، همۀ آن‌چه را که در بین افراد یواش یواش، هان! هی این بزرگ شده بزرگ شده و بزرگ شده، الآن به یک فیل بادی، نه فیل حقیقی، به یک فیل بادی الآن تبدیل شده، این‌ها را فیسسسس... سیخ هست؟ می‌زنند در این‌ها، فیس! همۀ بادها همه‌اش می‌ریزد. این‌ها را باید از بین ببری! هان؟ آن‌وقت... خب چرا این کار را نکردی؟ چرا اشتباه این‌جا آمدی؟ چرا انقدر عمر... تو که قرار بود فیل بادی از خودت درست کنی پس چرا این‌جا آمدی؟ خب جای دیگر می‌رفتی به جای فیل نهنگ بادی ازت درست می‌کردند! بیشتر فوت می‌کردند همچین تا بترکی و خلاصه همه... این‌جا که این حرفها نیست! پس چرا آدرس را اشتباه آمدی؟!