ذات پروردگار متعال بهعنوان تنها آرزوی عظیم سالک
10گفت: خب همین است، غیر از این که نمیشود.
این یک طور. ولی وقتی که ما روایات را نگاه میکنیم، امام صادق علیه السلام میآیند تفسیر میکنند این آیه را، میفرمایند منظور از فدیناه بذبح عظیم، حضرت سید الشهداست. آهان! اینجا آدم میرود که در اینجا خدا دارد به حضرت سیدالشهداء لقب عظمت میدهد: این عظیم است! این عظیم است!
به جای او، این فرزند را ما برگزیدیم برای قربان. در آنجا چاقو نبُرید، ولی برای این میبُرد. در آنجا چند بار خواب دیده شد؟ ولی در اینجا یک بار خواب دیده. إنّ اللَه شاء أن یراک قتیلا. رسول خدا در خواب به سیدالشهداء میفرمایند: یا حسین! اخرج إلی العراق، فإنّ اللَه شاء أن یراک قتیلاً، خدا میخواهد تو را قتیل ببیند. شاء یعنی مشیّت خدا بر این تقاضا تعلق گرفته است که تو در اینجا قربانی این حقیقت ولایت و مسیر ولایت بشوی. و حضرت قبول میکند و میپذیرد و هیچ حرف ندارد.
خواجه چه میفرماید در آن شعر معروف به به به به، واقعا آفرین! آفرین!
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ! چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد
چرا که وعده تو کردی و او به جا آورد. تو وعده دادی که فرزندت اسماعیل را در راه خدا قربانی میکنی، اما بعد از سه مرتبه خواب دیدن، آمدی و ادا کردی وعدۀ خودت را، اما او به جا آورد. خب البته بعضیها میگویند شاید منظور خواجه در اینجا خودِ سید الشهداء باشد که خلاصه حضرت آمد و به این وعده عمل کرد. ولی من خیال میکنم منظور خودِ امیرالمؤمنین است.
مرید پیر مغانم که همان امیرالمؤمنین باشد، همان صاحب ولایت، که وعده داد که فرزندش امام حسین را در روز عاشورا در راه خدا، در راه عبودیّت و در راه ولایت قربانی کند. حالا هردویش هم خب درست است؛ فرق نمیکند.
خب این را شما نگاه کنید، میبینید که در اینجا دارد عظیم! و فدیناه بذبح عظیم! حالا که حضرت اسماعیل نشد، ولی یکی به جایش هست، آن چیز دیگری است، آن عظیم است، آن همۀ عالم وجود را گرفته، آن ذات ذاتی است که همان اهلیّت کبریاء و عظمت، ظهور در این نفس پیدا کرده با تمام تجلیّات و با تمامِ... در اعلی مرتبۀ تجلی، این عظمت در خارج تحقق پیدا کرده. در بالاترین مرتبۀ از تجلی، این نفس سیدالشهداء در خارج تعیّن پیدا کرده؛ لذا میفرماید و فدیناه بذبح عظیم. قربانی عظیمی در راه است که به آن خواهید رسید، که آن قربانی، قربانی عظیم است.

