ذات پروردگار متعال بهعنوان تنها آرزوی عظیم سالک
12هرچه نگاه میکند: این چیست؟!
آن عظمت آمده تمام وجود این را گرفته. وقتی تمام را گرفت، دیگر چیزی باقی نمانده. لذا تمام ماسوی اللَه، همه برای او چه هستند؟ ـ برای متقینها! امیرالمؤمنین علیه السلام در خطبۀ همام این را در وصف متقین، حضرت اینطور میفرمایند ـ که عظم الخالق فی أنفسهم عظیم! خدا در دل اینها عظیم است.
آیا خدا هم در دل ما عظیم است؟ نه آقاجان! ما دلمان را از همه چیز پُر کردهایم، آخرش اگر یک خدایی آن تهش، آن آخر صندوق، آن گوشه مانده باشد یا نمانده باشد! غیر از این است؟
چقدر ما برای این خدای عظیم مایه گذاشتهایم؟ چقدر برای این خدای عظیم همّت قرار دادهایم؟ چقدر برای این خدای عظیم قدم جلو گذاشتهایم؟ چقدر دیگر؟ رفتار ما، کردار ما مگر غیر از این است؟ جز این نشان میدهد؟ هان؟ جز این نشان میدهد؟
یک قضیه من به شما بگویم تا، تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.
یک آقایی ما را دعوت کرده بود که ببرد خانهاش. خب یک مطالب و قضایا و مسائل و فلان و.... ما هم که خب قبول کردیم و پذیرفتیم و بعد در طول مسیر، سؤالاتی داشت، فلان و این حرفها، سؤالاتش را بکند تا منزل و ... حالا ما آمدهایم، سوار شدهایم، سوار ماشینش شدهایم، از آن اول که سوار شدهایم ـ ما میتوانستیم با تاکسی برویم دیگر! نه حرفی بزنیم، نه فلان، نه گردن خودمان را پاره کنیم، نه نمیدانم سردرد بگیریم و... ـ از آن اول تا آن آخر این موبایلش هی: زر زر زر!
که؟
ـ سلام علیکم! عذر میخواهم ببخشید!
خیلی خب ما بخشیدیم!
ـ شما نمیدانم فلان بکن، چکار بکن...
دوباره پنج دقیقه دیگر تا ما استارت میزدیم، استارت بزن تا موتور روشن بشود، فلان این حرفها، صحبتمان بیاید سر جایش، خب طول میکشد دیگر، تا یک خورده حرف میزدیم، دوباره زنگ: خیلی عذر میخوام ببخشید من جواب این رو بدم!

