ذات پروردگار متعال بهعنوان تنها آرزوی عظیم سالک
8چرا رسول خدا تجلی اعظم شد؟ چرا ائمه علیهم السلام اینها تجلیات اعظمند؟ چرا؟ چون در ذات آنها غیر از پروردگار، دیگر چیزی جا ندارد، و پروردگار هم عظیم است. اللَهم أهلَ الکبریاء و العظمة. پروردگارا تو اهل کبریاء و عظمت هستی.
در این آیۀ شریفه که میفرماید، دربارۀ قضیۀ حضرت ابراهیم، خواندهایم دیگر: قَدْ صَدَّقْتَ اَلرُّؤْيٰا ﴿الصافات، ١٠٥﴾ حضرت ابراهیم به حضرت اسماعیل میگوید: إِنِّي أَرىٰ فِي اَلْمَنٰامِ أَنِّي أَذْبَحُكَ فَانْظُرْ مٰا ذٰا تَرىٰ قٰالَ يٰا أَبَتِ اِفْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شٰاءَ اَللّٰهُ مِنَ اَلصّٰابِرِينَ ﴿الصافات، ١٠٢﴾
من در خواب دیدهام که دارم تو را در راه خدا قربانی میکنم؛ چیست نظرت؟ رأیت چیست؟
قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ! نگفت این حرام است، قتل نفس محترمه حرام است. گفت: قالَ يا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ! همین الآن بیا انجام بده. همین الآن به آن مأموریتی که داری بیا برس، ستجدنی انشاءاللَه من الصّابرین. من صابر هستم، در این امتحان صبر میکنم، این امتحان را رد میکنم، عبور میکنم، از خود میگذرم، از نفسم میگذرم، هم تو باید بگذری از تعلقت، هم من باید بگذرم از نفسم؛ هر دو.
قضیۀ ذبح حضرت اسماعیل، فقط اختصاص به حضرت ابراهیم نداشت؛ خود حضرت اسماعیل باید در اینجا بگذرد و عبور کند و از نفس رد بشود تا به مقام ولایت برسد. بدون این فایده ندارد. ستجدنی إنشاءاللَه من الصّابرین؛
بعد حضرت ابراهیم میآید میخواهد او را ذبح کند، میبیند چاقو نمیبُرد. چاقو نمیبُرد، میآید: قد صدّقت الرؤیا رؤیا را تصدیق کردی و به مضمونش عمل کردی و جامۀ عمل پوشاندی و حرکت کردی و گذشتی و از تعلق رد شدی و به مقام امامت رسیدی.
وَ إِذِ اِبْتَلىٰ إِبْرٰاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قٰالَ إِنِّي جٰاعِلُكَ لِلنّٰاسِ إِمٰاماً قٰالَ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِي قٰالَ لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي اَلظّٰالِمِينَ ﴿البقرة، ١٢٤﴾
آخرین امتحان این بود، امتحان ذبح فرزند بود، آن هم که؟ حضرت اسماعیل! که اصلا مانندش در دنیا پیدا نمیشود، از جهت کمالات، قابلیتها، استعدادها، مطالبی که در درونش هست، و زمینۀ برای به وجود آمدنِ مقام رسالت و رسول خدا و ائمۀ هداست، همۀ اینها در نفس حضرت اسماعیل بود.

