اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو

14589
سال 1433
جلسات
نسخه عربی

لزوم التفات سالک به بالاترین درجات امید و آرزو

11
  • این چه قضیه‌ای بوده؟

  • حالا شما فکرش را بکنید امیرالمؤمنین علیه السلام حال خودش را دارد این‌طور بیان می‌کند:

  • وهبلی یا إلهی و سیدی و مولای و ربّی صبرت علی عذابک فکیف أصبر علی فراقک

  • ای سید من ای مولای من ای آقای من، صبر کنم تحمل کنم بر عذاب تو در روز قیامت، مگر می‌تواند این علی صبر کند بر فراق تو؟ چه نشان داده خدا به این علی که این حرف را زده؟ ما هم همین ادعا را الآن می‌کنیم؟ نه بابا! یک سوزن... همین الآن امتحان کنید! ندارید؟ یک سوزن یک خورده این‌جا فرو کنید! هب‌لی اصبر... 

  • مثل آن یارو که گفتم، در زینبیۀ دمشق پشت به قبله داشت دعای کمیل می‌خواند، می‌گفت ببخشید دوربین چون این طرف است، ما هم پشت به قبله دعا می‌خوانیم، اشکالی ندارد، چون دوربین این طرف است، نمی‌شود این طرفش کرد!

  • آن دعای کمیل دمرو است! این که دیگر دعای کمیل نیست!

  • بعد طرف هم می‌آید می‌گوید: هب لی اصبر علی...

  • این همین است! همینی که مردم دارند می‌خوانند دیگر.

  • این هب‌لی اصبر و اوهوم اوهوم این همان است که حضرت دارد می‌گوید؟ این عین همان است؟ این همان احساس است؟ این همان ادراک است؟ این همان حس است؟ این همان شهود است؟ همان است؟ 

  • پس به ما گفته‌اند قضیه چیست. گفته‌اند یک خبرهایی هست، گفته‌اند یک مسائلی هست، نه این‌که نیست، اگر حضرت این حال خودش بود، پس چرا به ما فرمود بیا شب‌های جمعه دعای کمیل بخوان؟

  • می‌گوییم یا علی به ما چه مربوط است؟ این حالی است که مربوط به خودت است، خدا این لطف را به تو کرده، این عنایت را به تو کرده، به من چه مربوط است؟

  • خب آیا تا به حال شده ما از خدا تقاضا بکنیم که خدایا ما را به مقام پیغمبری برسان!

  • نه! خدا می‌گوید بابا این یک قلم جنس را ما دیگر نداریم! پیغمبر تا پیغمبر ما دیگر تمام شد، هرچه می‌خواهی از ما بخواه، این یکی را نخواه؛ این یکی در کیسۀ ما نیست!