رسیدن به مقام خلیفةاللَهی ، یگانه آرزوی عظیم انسان
11خب همینها بود دیگر! حالا پشکل ندارد، ولی خب چیزهای دیگری که دارد! پشمش را نگاه کن، دُمش را نگاه کن، به سُمش نگاه کن، به آن ... لابد بعبع که میکند صدایش میرود دو دِه آن طرفتر! عظیم یعنی همین دیگر! فَدَيناهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ!
آدم نمیخندد؟ آدم خندهاش نمیگیرد؟ پس وقتی در روایات میفرماید منظور از ذبح عظیم داستان کربلا و واقعه عاشورا است، میبینیم هان! حالا یک چیزی شد! حالا میارزد که خدا بگوید ما به جای اسماعیل یک ذبح دیگری را ما قرار دادیم که به آن عنوان عظمت میدهیم. او میارزد که به آن عنوان عظمت و بلکه عظمت هم برایش کم است! لفظ عظمت هم نمیتواند آن عظمت را بیان کند، آن مقام و آن موقعیت را بتواند بیان کند. میگوییم خب حالا درست شد، حالا یک چیزی شد. و شواهد و قرائن و اینها هم خب دلیل بر این موضوع است.
اینجا هم حضرت سجاد میگوید: خدایا! آرزوی من خیلی عظیم است! این قضیه چیست که آرزو، آرزوی عظیمی هست؟ و در قبال این آرزوی عظیم، عمل من نمیتواند برساند؟
انشاءاللَه دیگر تتمهاش برای شب دیگر اگر خداوند توفیق عنایت کند.
الحمدلله ماه رمضان رسید و خداوند این توفیق را به ما عنایت کرد که دوباره این شهر رحمت الهی را درک کنیم و باران رحمت الهی را واقعا وقتی ماه رمضان میآید انسان احساس میکند، احساس میکند که ریزش شروع شده! ریزش شروع شده و خدا میگوید: در این یک سال هرچه کردی دیگر کردی! من بارانم را دیگر فرستادم، باران رحمتم را، دیگر دارم میفرستم.
و باید انسان قدر بداند. چه افرادی پارسال بودند و دیگر امسال در این ماه رمضان نیستند. تمام شد! پرونده دیگر تمام شد، بسته شد، هرچه کردیم تمام شد، چه افرادی بودند که ماه رمضان را میخواستند درک بکنند و قبل از این که ماه رمضان را ببینند از دنیا رفتند؟!

