کیفیت به ودیعه نهادن آرزوی عظیم در انسان
12میفرماید: تمام این کفشی که الآن میبینی چقدر ارزش دارد؟
میگوید: مثلا یک درهم هم بابا از تو نمیخرند، ده تا وصله دارد و پاره است و ...
میفرماید: این لشکرکشی و دنیا و ریاست به اندازه این یک لنگه کفش پیش من ارزش ندارد. باز هم این اقلا میپوشمش و نمیگذارد ریگ و سنگ در پایم برود، اقلًا یک فایدهای دارد.
این را ما اضافه میکنیم ها، ولی این زبان حال است، یعنی بپرسید میگوید بله بله همینطور بوده! اینهایی که میگویم حضرت را اگر گیر آوردید بپرسید، سلام ما را هم برسانید، دست ما که نمیرسد، اقلا شما ... میفرماید بله، همینطور است، بله، من آن موقع در ذهنم همین بود، اقلا این یک فایدهای دارد که جلوی خار و تیر و سنگ و اینها را بگیرد ولی لشکرکشی شما چه فایدهای دارد؟ غیر از بدبختی و بیچارگی و زدن و تیر خوردن برای ما چه نفعی دارد و چه فایدهای دارد؟
واقعا عجیب است ... اینها نکاتی است که ما باید یاد بگیریم. این مطالب را باید یاد بگیریم. در حرکاتمان، در سکناتمان، در ارتباطاتمان با افراد، در کارهایی که انجام میدهیم، در خیالاتمان، در خطوراتمان، باید ببینیم اگر قرار است نفعی ببریم اینجاست، و الّا اگر چشم بپوشانیم: آن علی بود، آن علی بود ...
خدا هم میگوید خیلی خب، اگر آن علی بود، ما هم هرچه هست به همان علی میدهیم، دیگر توقع از ما نداشته باشی ها! انتظار از ما نداشته باشی ها! خودت میگویی آن علی بود، خیلی خب ما هم هرچه داریم میدهیم به همان علی. و البته غیر از علی هم بودند و هستند کسانی که آنها هم سرجای خودشان محفوظ هستند.
امام سجاد میفرماید خب خدایا آرزوی ما این است، از آرزویمان هم نمیتوانیم دست برداریم، چون خودت دادی.
جبرائیل به واللَه و تاللَه قسم نمیتواند یک همچنین آرزویی بکند. چرا نمیتواند؟ چون اصلا سعه فکر کردنش را ندارد. این لیوانی که الان در اینجا هست و دارید مشاهده میکنید، هیچ به فکرش آمده که من چرا به اندازه آن پارچی که آنجا هست آب ندارم؟ نه، چون این لیوان اینقدر است، سعهاش اینقدر است، نمیتواند فکر بکند. میگوید من همین هستم. احساس میکند یک چیزی هست، اما نمیفهمد چیست، درک نمیکند چیست، درکش فقط در محدوده سعه وجودی و سعه علمی خودش است که آن هم همان مرتبه علم حضوری و شهودی و حسی است، نه اکتسابی. یعنی همانی که هست همان را درک میکند، دیگر بالاتر را که نمیتواند درک بکند، میتواند؟ نه! که میتواند آن بالاتر را درک بکند؟ آن کسی که سعه وجودیاش از جبرائیل بیشتر باشد. او میتواند درک بکند، حالا برسد یا نرسد آن یک مطلب دیگری است. به آن نقطه دسترسی پیدا بکند یا نکند نکته دیگری است. ولی صحبت در درک است، حس است، ولو حس بالإجمال.

