کیفیت به ودیعه نهادن آرزوی عظیم در انسان
14خب میخواستی ما را معصوم خلق کنی! نکردی! ما همین هستیم!
خدا هم میگوید عجب درسهایی اینها خواندهاند ها! آمدهاند این درسها را خواندهاند، حالا جلوی ما قد علم کرده و شاخ و شانه میکشند!
میگوییم خب بله این درسها را خواندهایم درسهای درستی هم هست، برای اینجا خواندهایم! برای این خواندهایم که جلویت بایستیم و بگوییم که ما در عبودیت صفریم و تو در ربوبیت به اضافه بینهایتی. خب حالا که اینطور است آیا تو این صفر را به بینهایت نمیتوانی برسانی؟ میتوانی! میتوانی برسانی. اگر نمیتوانستی ادعای ما و طلب ما هم طلب لغوی خواهد بود. حال که خودت این را در ما قرار دادی پس بسماللَه.
پس ببینید امام سجاد در عین مقام عبودیتش، که در فقرات دیگر دعا خواندیم و بعدا هم اگر خداوند توفیق بدهد میخوانیم که در فقرات بعدی دعای ابوحمزه حضرت چه مسائلی را میفرماید. جنبه عبودیت، آثارش، لوازمش، مطالبش ...، اصلا آدم گیج میشود، که این امام سجاد رفته در تار و پود وجود ما دارد یکیک از آن مسائل ما و خصوصیات ما دارد یک یک میگوید. هی میکشد بیرون، هی میکشد بیرون: ما اینیم، ما اینیم، ما اینیم، ما این ضعف را داریم، خدایا من اینم ...
من یعنی «من» دیگر. منی که دارم میخوانم دیگر. همین شمایی که دارید میشنوید دیگر. همهمان. در تمام ذرات وجودمان، روحی، جسمی، ظاهری، باطنی، دنیوی، اخروی ... در فطریات ما، در علائق ما، در تعلقات ما، در همه یک به یک رفته و موارد را بیرون میکشد: خدایا این نقطه ضعف من است ها! خدایا این این است ها! دست مرا نگیری من این هستم ها! اگر مرا رها کنی من این میشوم ها! من این گناه را میکنم ها! من این مسائل را دارم، من آن کسی هستم که برای رسیدن به گناه حتی رشوه میدهم!
أَنَا الَّذِى عَصَیتُ جَبَّارَ السَّمَاءِ! أَنَا الَّذِى أَعْطَیتُ عَلَى مَعَاصِى الْجَلِیلِ الرُّشَا!1 من این هستم. و خدا هم به ما این را نشان میدهد. این را بدانید. باور بفرمایید خداییت خدا میآید به ما نشان میدهد که اگر رهایت کنم چه میشوی. به همه نشان میدهد. یک لحظه از تو صرف نظر کنم، با آن کسانی که فرسنگها ازشان فرار میکنی در کنار هم میشوید. در یک لحظه نشان میدهند که آدم خوب بفهمد. نشان میدهد ها! به همه نشان میدهد، به من هم نشان داده، به من هم نشان داده. به ما هم نشان داده.
- فقراتى از دعاى ابوحمزه ثمالى

