کیفیت به ودیعه نهادن آرزوی عظیم در انسان
9این همان قضیه است. یعنی سالک تمام این زحماتی را که میکشد، این وردی را که میگوید، مراقبهای را که میکند، بیداریای که دارد، التزامی که به لوازم سلوک دارد، همه برای این است که آن پوستهای که در زیر آب است، آن پوسته را کنار بزند، آن لیوان در آب را با آن آب در حوض، یکی ببیند! فقط همین! آب یکی هست، اما او نمیبیند این را، درک نمیکند.
پس ما از او، و به خودِ او برمیگردیم. یا من لا یفرّ منه الّا إلیه. از او فرار میکنیم بسوی خودش. البته در دعای ابوحمزه هم میآید، این مسائل میآید. از او فرار میکنیم، ولی این فرار را به کجا میکنیم؟ مگر جایی هست غیر از خدا؟ مگر جایی غیر از آن حقیقت وجود میشود تصور کرد؟ که شما از این وجود به آن وجود فرار میکنید، یک فاصلهای بین دو وجود را طی میکنید، یکی اینطرف، یکی آنطرف. یا اینکه هرجا بخواهید بروید آن وجود حضرت حق آنجا را گرفته. هرجا میخواهید بروید. پس به کجا میخواهید فرار کنید؟ به خودِ خدا! از خدا داریم فرار میکنیم به خود خدا.
هر کجا که میرویم خدا میگوید برو بابا هرجا بروی و بخواهی گناه کنی خیال میکنی من تو را نمیبینم؟ باشد! برو! برو! هرجا بروی همینجایی. مثل یک باغی که دورش را دیوار بکشند، بعد ما خیال کنیم این باغ لاانتهاست، بگذاریم فرار کنیم، میگوید هرجا میخواهی بروی برو، هرجا بروی آخرش به دیوار میرسی، باید آخرش برگردی، راه خروج ندارد.
درست؟ این مسئله، این حقیقت و این واقعیت همان است که امام علیه السلام تعبیر به عظمت میکند از آن.
عظم یا سیدی أملی. خب عرض کردیم دیگر بالاتر از این مقام مقامی نیست. در اینجا ادعیه و مسائل دیگر الیماشاءاللَه است. حضرت سجاد میفرماید خدایا کسی که حلاوت محبت تو را چشیده مگر میتواند غیر تو را بگزیند، مگر میتواند به غیر تو تمایل پیدا کند؟

