کیفیت به ودیعه نهادن آرزوی عظیم در انسان
8باعث هدایت! این لفظ هدایت ...
مرحوم آقا خجالت کشیدند، سرشان را انداختند پایین گفتند: آقا این چه حرفی است میفرمایید؟ ما شاگرد شما هستیم، ما هرچه داریم از شما داریم، ما آمدیم درسمان را پس بدهیم ...
ایشان فرمودند این چه حرفی است میزنید؟ خب او باید اینطور بگوید و این هم باید اینطور پاسخ بدهد، دیگر علی کلّ حال مقام ادب و مقام تلمیذی اقتضا میکند که به این کیفیت و مسئله به این نحو باشد. خب واقعا بزرگان اینها بودند، اینها بودند.
این مسئله در آنجا همین قضیه است که مرحوم آقا میخواهند بفرمایند که فنا الآن فعلیت دارد، منتها این قالب هنوز قالب خودش را نشکسته، هنوز بیرون نیامده از تحت این قید هنوز خارج نشده، هی خودش را در این پوسته میبیند، هی عین ثابت فرض میکند، لابد مطالعه کردهاید، در آن مسائل دوستان و رفقای اهل فضل لابد به این مطالب توجه بیشتری کردهاند. درست؟ امّا مرحوم آقا این را میخواهند بفرمایند، واقع قضیه هم همین است، من بعدا به مرحوم آقا گفتم، گفتم: آقا این که مطلب خیلی سادهای است!
من به ایشان گفتم ممکن است کسی مسئله وحدت وجود و بساطت وجود و صرافت وجود را بپذیرد و فنای ذاتی فعلی را در اشیاء نپذیرد؟
گفتند: نه خیر!
گفتم: خب این اینقدر بحث ندارد!
گفتند: خب تو داری میگویی اینقدر بحث ندارد، ولی ما جلساتی با این علامه گذراندیم تا اینکه توانستیم به ایشان بقبولانیم این قضیه را.
گفتم: خب این که اینقدر بحث ندارد! کسی که صرافت وجود را قبول دارد، خب این را هم دیگر قبول میکند، این هم از لوازمش است، این که دیگر مشکل نیست.
ما نیست همینطوری به نحو بساطت و اینها فکر میکنیم، این قضیه را هم ساده میدانیم دیگر، حالا آن بزرگان لابد هزار تا احتمال و مسئله و اینطرف و آنطرف جوانبی در نظر دارند خب برایشان شاید مسئله یک قدری قابل تأمل بوده. ما چیزی حالیمان نیست، میگوییم: بابا این که چیزی نیست! مشکلی نیست! مسئله را راحت تمامش میکنیم!

