امکان وصول جمیع انسانها به ذات حق تعالی
13و او دیگر پروندهاش بسته شد. شنیدیم پشت سر ایشان چه گفتند و چه شنیدند ...
اینها مال چیست آقا؟ مال همین مسائل است دیگر، مال همین است که انسان باید مراقب باشد، مرحوم آقا، زرنگ بود، در اینگونه موارد تا میدید میخواهد نفس بیاید جلو عرض اندام کند، ساکت! هان! بگذار بقیه حرف بزنند، بقیه صحبت کنند، حتی برعکس، جای دیگر بالاتر از این را هم من دیدهام، در بعضی از موارد میشد که با بعضیها بحثشان میگرفت، من احساس میکردم که جوابش معلوم است، تازه ما جوابش را هم از همین پدرمان یاد گرفتیم، از جای دیگر که یاد نگرفتیم، ولی همین که به جایی میرسید که میخواست پاسخ آخر را بدهد و طرف دیگر محکوم بشود، یکدفعه میدیدم تأمل میکردند، میایستادند و به ظاهر مطلب و مجلس به نحوی درمیآمد، کأنّ طرف مقابل در بحث و در صحبت نسبت به ایشان برتری پیدا کرده است.
اینها ایشان را کرد علّامه طهرانی ها! نه فقط این کتابها. این کتابها را خیلیها خواندند، نه فقط این درس و بحثها، بلکه این روشها و این برنامهها و این طریق رعایتها، کمکم کمکم کمکم انسان را ... شما خیال میکنید همین ایشان یک دفعه همینطوری شد از اولیاء خدا؟ نه آقا! راه دارد! راهرا باید رفت، باید به راهش رفت، خدا هم کمک میکند. اینطور نیست که فرض بکنید که همینطور دلبخواهی یک دری به تخته بخورد و ...
آن سفرهای که امام حسین برای امثال حر گسترانده، همان سفره را برای لشکریان عمرسعد گسترانده است، امام امام است، فرقی نمیکند، برای همه امام است نه فقط برای حر. برای همه دستگیر است و برای همه ولی است و موجب فیض برای همه است، این امام است. منتها یکی میآید، یکی نمیآید. یکی وارد میشود و یکی نمیشود. دیشب عرض شد.
کلام حضرت در اینجا به این نکته اشاره دارد که خدایا این سفره را برای من قرار دادی، ولی دستم ناتوان است، عملم ناقص است، عملم توان رسیدن به آن مرتبه را ندارد. عملِ من، عمل سیء است، و عمل سیء کجا میتواند به آن مقام عظمت که در آن مقام، صدق مطلق، صفای مطلق، نوانیت مطلق و روحانیت مطلق است، برسد؟ چطور میتواند؟

