امکان وصول جمیع انسانها به ذات حق تعالی
14چطور میتواند یک مقدمه خلاف، انسان را به ذیالمقدمه و غایتِ صلاح و صحیح برساند؟ اینهایی که میگویند ذیالمقدمه، مقدمه را توجیه میکند، و هدف وسیله را تفسیر میکند، اینها سخت در اشتباه و در ضلالت و در گمراهی هستند. دروغ هیچگاه نمیتواند انسان را به یک مرتبه از مراتب رضای پروردگار برساند؛ هیچ راهی نیست. خدعه نمیتواند حجابها را کنار بزند و انسان را به مرتبه صفا و نورانیت ببرد. ظلم نمیتواند، دروغ نمیتواند، دزدی نمیتواند، اینها نمیتوانند.
اول قدمی که باید برداشت، باید صدق باشد، راستی باشد، امانت باشد، درستی باشد، عدالت باشد، رحمت و عطوفت باید باشد، صلاح و سداد باید باشد، چرا؟ چون با دروغ نفس تو هم برمیگردد، این را چکارش میکنی؟ وقتی که تو داری دروغ میگویی خیال نکن که از یک پل میگذری و گذشتی، نه! افتادی در رودخانه، از پل نگذشتی. همین که تو دروغ میگویی برای اینکه از این پل بگذری به این عنوان که از این پل گذشتی نفس خودت را با آن کدورت دروغ آلوده و ملوّث کردی، چطور دیگر میتوانی برسی به رضای الهی؟ آن چه که تو به آن میرسی دیگر رضای الهی نیست، آن خواست تو و منویات و تخیلات و اوهام تو است، آن به این شکل، این به این شکل؛ شکلش فرق میکند.
به همین جهت است که برای رسیدن به آن مقام صفا و نورانیت، امام سجاد علیه السلام میفرماید عمل نمیشود عمل سیء باشد. لذا میگوید أملی و ساء عملی، عمل من سیء است، عمل عمل صحیح باید باشد، عمل عملی باید باشد که برای خدا باشد، عمل باید عملی باشد که برای رضای الهی باشد، صدق باید در آن باشد، صفا باید در آن باشد، خودیت نباید در آن باشد، یکرنگی باید در آن باشد، خودمحوری نباشد، خدای من نباشد، خدای همه باید باشد، نه خدای من!
آخر ما میگوییم خدا، خدا میگوید اگر خدا میگویی پس چرا خدای بقیه را قبول نداری؟

