اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان وصول جمیع انسان‌ها به ذات حق تعالی

14464
سال 1434
نسخه عربی

امکان وصول جمیع انسان‌ها به ذات حق تعالی

15
  • طرف در منزل فلانی منبر می‌رفت و صحبت می‌کرد، مجلس مجلس امام و پیغمبر است، آن‌وقت صاحب مجلس و فلان و حضرت کذا و کذا را دعا می‌کرد. خب اگر مجلس خدا و پیغمبر است، خب بیا در مجلس این شخص ولی برای آن یکی دعا کن! ببین از منبر می‌کشدت پایین یا نه؟ دو ریال هم به تو نمی‌دهد! اگر قرار، خدا و پیغمبر و این‌ها باشد، خب چه در این مجلس و چه در آن مجلس نباید فرقی بکند! پس معلوم است که برای این آقا دارد منبر می‌رود. امام حسین و ائمه همه بهانه‌اند. این پرچم‌ها همه بهانه است، همه این پرچم‌ها یعنی من! من! پرچم یا سیدالشهداء یعنی یا طهرانی! یا فلانی! ظاهرش آن‌جور نشان می‌دهد ولی باطنش را ببین چه نشان می‌دهد؟ باطنش می‌گوید این. باطن چه را نشان می‌دهد؟ خیلی عجیب است ها!

  • حالا اینجا بد نیست یک قضیه‌ای را بگویم. یک وقتی یکی از دوستان می‌خواست بیاید، ما هنوز اینجا نیامده بودیم، منزل‌مان در همان منطقه زنبیل‌آباد بود، آنجا مستأجر بودیم. یکی از دوستان که از اساتید دانشگاه و رئیس یک قسمتی بود، خلاصه خیلی هم با ما مراتب مودت و محبت داشته و دارد و بسیار شخص صالحی است و انشاءاللَه خداوند دست همه ما را هم بگیرد و به همان‌چه که مورد نظر اولیاء خداست همه ما را برساند.

  • ایشان با من تماس گرفت و گفت فلانی من آمده‌ام در همین دانشگاه قم درس داده‌ام، و الآن می‌خواهم بیایم ببینمت. گفتم خیلی خب ظهر هم بود پس من تا سفره را بیندازم، شما هم آمده‌ای.

  • گفت شما آدرس را بده، من هم آدرس دادم، گفتیم زنبیل‌آباد و کوچه فلان، پلاک فلان.

  • بعد سفره را انداختیم ولی هر چه صبر کردیم نیامدند. خب مگر چقدر راه است؟ پنج دقیقه است دیگر! از آن‌جایی که ایشان بود تا اینجا پنج دقیقه است، ده دقیقه است دیگر. ولی ده دقیقه گذشت، بیست دقیقه گذشت، نیم ساعت، چهل دقیقه! چه خبر است مگر؟ کجا رفتی تو؟ داری برمی‌گردی تهران؟! یک‌دفعه دیدم ایشان تلفن کرد و گفت آقای فلانی خدا بگویم چکارت کند! مرا در به در خیابان‌ها کردی آخر این چه آدرسی است که به من دادی؟