اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

دعا روح عبادت. شرایط استجابت دعا. حصول شرایط استجابت دعا در شب قدر. علّت لزوم پایبندی همۀ افراد به آخرین وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام. فرازهای از وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در نوزدهم ماه مبارک رمضان. وصیّت امیرالمؤمنین به تقوا و اتّحاد بین مؤمنین. صیّت امیرالمؤمنین نسبت به خویشاوندان، یتیمان، قرآن و همسایگان. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به خانۀ خدا، نماز، زکات، ماه رمضان و فقرا. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به جهاد، ذریّه و اصحاب پیغمبر، زنان و کنیزان. وصیّت امیرالمؤمنین به پایداری در راه خدا، احسان و کمک به دیگران، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر. ذکر شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام.

فلسفۀ دعا و شرایط استجابت (٢)

توضیحات:

دعا روح عبادت. شرایط استجابت دعا. حصول شرایط استجابت دعا در شب قدر. علّت لزوم پایبندی همۀ افراد به آخرین وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام. فرازهای از وصیّت امیرالمؤمنین علیه السّلام در نوزدهم ماه مبارک رمضان. وصیّت امیرالمؤمنین به تقوا و اتّحاد بین مؤمنین. صیّت امیرالمؤمنین نسبت به خویشاوندان، یتیمان، قرآن و همسایگان. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به خانۀ خدا، نماز، زکات، ماه رمضان و فقرا. وصیّت امیرالمؤمنین نسبت به جهاد، ذریّه و اصحاب پیغمبر، زنان و کنیزان. وصیّت امیرالمؤمنین به پایداری در راه خدا، احسان و کمک به دیگران، امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر. ذکر شهادت امیرالمؤمنین علیه السّلام.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فلسفۀ دعا و شرایط استجابت (٢)

13
  •  [راوی می‌گوید]:

  • حال آقا ساعت به ساعت سنگین می‌شد و فرمود که درب منزل را ببندند، و دیگر کسی برای ملاقات نمی‌آمد. تمام پسران و دختران را امر فرمود تا همه حاضر شدند. ذکر آن حضرت «لا إله إلّا اللَه» بود و بس! تقریباً ثلثی از شب که گذشت، بدن آقا غرق عرق شد و عرق از پیشانی مبارکش مانند دانه‌های درّ می‌ریخت، آقا عرق‌های پیشانی را با دست پاک می‌کرد و می‌فرمود: «شنیدم از رسول خدا که می‌فرمود:”وقتی وفات مؤمن نزدیک می‌شود، پیشانی‌اش عرق می‌کند و نالۀ او ساکت می‌شود.“»

  • حضرت امام حسن عرض کرد: «پدر جان، طوری صحبت می‌کنی کأنّه به‌کلّی از خود نا امید شده‌ای!»

  • فرمود: «آری، چند لحظه‌ای دیگر من با شما نیستم! چهار شب پیش در شب هفدهم ماه رمضان، به شکرانۀ فتح بدر که در روز هفدهم ماه رمضان اتّفاق افتاد، من تا صبح بیدار بودم، در بین‌الطّلوعین از شدّت بیدار ماندن، سرم را روی زانو گذاشته بودم که به یک چُرت مختصری رفتم، جدّت رسول خدا را دیدم و به آن حضرت عرض کردم: یا رسول‌اللَه، ماذا لَقِیتُ مِن أُمَّتِکَ مِنَ الأَوَدِ و اللَّدَد!1 ”چقدر من از دست این امّت آزار کشیدم و چقدر اینها با من دشمنی و شقاوت و بدبختی کردند!“

  •  پیغمبر فرمود: ”ای علی، دعا کن!“ من دعا کردم: خدایا، بعد از من بدان را بر آنها مسلّط کن و به عوض آنها، ملاقات خوبان را نصیب من کن!

  • جدّت فرمود: ”ای علی، دعایت مستجاب شده است و سه شب دیگر میهمان ما هستی!“ ای حسن! این شب، شب سوّم است!»

  • حضرت به امام حسن فرمود:

  • «تو را وصیّت می‌کنم که بعد از من به صبر و بردباری رفتار کنی و با برادران خود به مهربانی و عطوفت! از همۀ آنها سرپرستی کنی و با برادرت محمّد بن حنفیّه مهربان باش! می‌دانی که من او را دوست دارم، و او فرزند پدر تو است. امّا دربارۀ حسین، او فرزند زهرا است و برادر اعیانی2 تو است، و دیگر احتیاج به وصیّت و سفارش نیست!»

    1. مطابق نسخۀ نهج ‌البلاغة (صبحی صالح)، ص ٩٩، خطبه ٧٠. نسخۀ بحار الأنوار: «فشکَوتُ إلیه ما أنَا فیه من التذلّلِ و الأذیٰ من هَذه الأُمّة.»
    2. یعنی برادر پدری و مادری. (محقّق)
/ 260