کیفیت تبدیل گناهان مؤمنین به حسنات و اعمال نیکو
14این افراد، سیئهشان تبدیل به حسنه میشود، نه اینهایی که برمیدارند تسبیح از جیبشان درمیآورند و شروع میکنند به استغفار و لاإله إلا اللَه گفتن و ...، صبح تا شب سه هزارتا بگویند، شب تا صبح ... هیچ فایدهای ندارد، این سرجایش است، هیچ فایدهای ندارد! از این طرف تسبیح میگیرد، از آن طرف میرود در خیابان هرکاری دلش میخواهد میکند، از این طرف تسبیح میگیرد ولی میرود در منزل هر ظلمی دلش بخواهد میکند، از این طرف تسبیح میگیرد از آن طرف بلند میشود هر کار خلافی انجام میدهد، فایده ندارد. این تسبیح فایده ندارد، این رفتن مسجد و هیئت فایده ندارد، این آمدن مجلس امام حسین و امام سجاد و امام رضا فایدهای ندارد، مگر اینکه توبه کنیم و برگردیم و ایمان بیاوریم، یعنی با ایمان توبه کنیم.
این توبه همراه با ایمان یعنی بدانی که اینجا خبری هست. بدانی که وعده خدا بیخود نیست. و الّا اگر توبه کنی بدون ایمان، نتیجهای ندارد. انسان توبه میکند از گناه، ولی میگوید خدایا ما توبه کردیم ولی ببینیم چه میشود، و واقعا هم برگردد ها، یعنی خلاف نکند. ولی نه، باید دلش ایمان داشته باشد به خدا که خدایی هست، خدا این وسط هست، خدا خودش گفته دستش را میگیرد، امام زمان در اینجا وجود دارد، ولیاش در اینجا هست، باید ایمان داشته باشد به اینکه حالا که توبه کرده، یک دستگیری هم اینجا وجود دارد، این دو که با هم جمع شد، در نتیجه عمل او عمل صالح میشود. حالا این عمل دیگر میتواند او را برساند. چرا؟ چون عمل در راستای آن امر عظیم در اینجا با هم مَچ [ترکیب] شده، سِت [هماهنگ] شده، آن تنافی دیگر از بین رفته، آن تعارض دیگر از بین رفته. ممکن است خطا کند، خطا اشکال ندارد عرض کردم خطا هیچ اشکال ندارد، آن عنادی که قبلا داشته دیگر الآن عناد ندارد. با رفیقش حرف میزند، صاف است، عین کف دست! قبلا که حرف میزد دو تا حرف میزد یکی برای خودش نگه میداشت، حالا یا او میفهمید یا نمیفهمید.

