کیفیت تبدیل گناهان مؤمنین به حسنات و اعمال نیکو
16هرکسی بخواهد اینطرف، هرکس بخواهد آنطرف، هست! ولی برای که داری مسئله را اینطرف و آنطرف میکنی؟
اینجا آیه میفرماید مَن تابَ! کسی که توبه کند، و ایمان بیاورد، کارش تمام است! تمام است! مگر میگذارد آن ایمان این دیگر راحت بماند؟ مگر میگذارد آن ایمان و این توبه، این دیگر صافصاف راه برود؟ مگر میگذارد؟ هیهات! حالا که اینطور شد، این عمل میتواند در راستای رسیدن به آن عظمت قرار بگیرد، چرا؟ چون عمل میشود خدایی. اینطور نیست که فقط عمل خدایی را فقط پیغمبر و ائمه انجام بدهند، هرکسی میتواند. هرکسی به اندازه خودش. بله ما هیچوقت عمل آنها را نمیتوانیم انجام بدهیم، الی الابد الآباد، ابدا! به اندازه خودمان که میتوانیم. یا به اندازه خودمان هم نمیتوانیم؟! به اندازه خودمان که میتوانیم. به اندازه خودمان که میتوانیم کلاه خودمان را قاضی کنیم. به اندازه خودمان که میدانیم این تو چه میگذرد، این را دیگر چرا گول میزنیم؟
آنچه را که امام زمان انجام میدهد، مگر خودش و جدّ و آبائش انجام بدهد، آن را مگر ما میتوانیم انجام بدهیم؟
گفت یا علی اگر نماز آن است که تو میخوانی، این آرزو را مگر به حوض کوثر ببری که کسی بیاید مثل تو بخواهد نماز بخواند! ما نمازمان همینطوری است! همین را قبول میکنی بکن و الّا اگر توقع داری ما نماز تو را بخوانیم، این آرزو را به حوض کوثر ببر! خب راست هم هست! آنها هم میدانند که ما نمیتوانیم، ولی همینقدر ما را قبول دارند، خب آنها بزرگ هستند دیگر! کریم هستند دیگر! کریم همین است، کوچک را قبول میکند، ولی خب بالاخره یک چیزی باید در آن باشد، نه اینکه صفر صفر باشد یا خدای نکرده در تقابل باشد، اگر عمل در تقابل باشد آن دیگر مطلب دیگری است.
انشاءاللَه تتمه صحبت که چگونه این مطلب تبدیل میشود به حسنه، آخر وقتی که یک امری تحقق پیدا کرد، کرد، وقتی تحقق پیدا کرد چگونه میشود این تحقق به یک مسئله دیگر برگردد؟ این چطور میشود؟ در اینجا خب اختلاف زیاد است، آراء زیاد است، هرکسی جوری معنا کرده و تفسیر کرده، حالا بعدا ببینیم بزرگان در این زمینه چه فرمودهاند.

