ضرورت اطلاع استاد و مربی انسان نسبت به حقایق امور
17اگر پیدا بشود یک همچنین شخصی و خودش را بیاید نشان بدهد و بفهمند، از جان و دل همه میپذیرند، دیگر نیاز به داد و بیداد نیست، دیگر نیاز به اعلان و اینها نیست.
البته، آن سیطره ولائی حضرت، و آن دست غیبی، و آن مسائل دیگر خب میآید مسئله را تأکید میکند و حقیقت را بیشتر برای افراد باز میکند.
بنابراین امشب نتیجهای که از صحبتها گرفته شد این است که برای اینکه انسان به یک شیئی اطّلاع پیدا کند، و معرفت پیدا کند، حتّی میخواهد حیوان باشد، گوسفند باشد، گنجشک باشد، مرغ باشد، کبوتر باشد، شاهین باشد، شیر باشد، هرچه میخواهد باشد، سنگ باشد، درخت باشد، آب باشد، ستاره باشد، باید از نقطه نظر وجودی در سطح همان نحوه وجود بتواند قرار بگیرد. یعنی این وجود از نقطه نظر وجودی بتواند در آن سطح قرار بگیرد. و چون ما نوعاً از نقطه نظر وجودی محدودیت داریم، و نمیتوانیم در آن مرتبه وجودی با آن شیء مقابل قرار بگیریم، لذا اطّلاع ما نسبت به اشیاء در جوانب ما، اطّلاع عَرَض است، نه اطّلاعِ جوهر. اطلاع عوارض است: رنگ و شکل و صدا و صوت و کیفیات و مسائل ظاهری و حرکات و سکنات و اینها.
امّا از خصوصیات اشیاء، از آن حقیقت خود شیء، از ملکات و صفات آن شیئی که میخواهیم اطّلاع پیدا کنیم، از مکنونات ضمیر او که میخواهیم اطّلاع پیدا کنیم، از آن خصوصیاتی که کسی نمیداند و اطّلاع ندارد و بواطن نفس او را تشکیل میدهد، اگر بخواهیم خبر پیدا کنیم، این امکان ندارد مگر اینکه شخص به مقام معرفت رسیده باشد. در آن مقام میتواند به خصوصیات افراد و اشخاص اطّلاع پیدا کند. اینها یا امام هستند یا ولی خدا.
لذا شما میبینید، مثلا ما خودمان در زمان مرحوم آقا میدیدیم یک نفر بود ما نسبت به او یک حالی داشتیم، میدیدیم ایشان یک جور دیگرند.

