ضرورت اطلاع استاد و مربی انسان نسبت به حقایق امور
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آل بیته الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
عَظُمَ یا سَیدِى أَمَلِى وَ ساءَ عَمَلى فَأعْطِنِى مِن عَفْوِک بِمِقدَارِ أَمَلِى وَ لا تُؤاخِذْنِى بِأَسْوَءِ عَمَلِى؛ فَإنَّ کرَمَک یجِلّ عَنْ مُجازاتِ الْمُذنِبین وَ حِلْمَک یکبُرُ عَنْ مُکافاتِ المُقَصِّرین.1
بزرگ است ای سید و آقای من، آرزوی من، و نامناسب است عمل من؛ پس از عفو تو به همان میزانِ أمل و آرزوی من به من ببخشای، و مرا به کردار ناصواب من، مورد مؤاخذه و حساب و کتاب میاور؛ زیرا کرم تو أجلّ است از این که مذنبین را به مجازات برساند و حلم تو بزرگتر است از این که مقصّرین را مکافات کند.
خدمت رفقا عرض شد که آن آرزویی که امام سجّاد علیهالسلام به پروردگار عرضه میدارند، آن آرزو بسیار بسیار بزرگ است، آن آرزو غیر از لقاء خود پروردگار چیز دیگری نمیتواند باشد.
منظور از لقاء، رسیدن به مقام ذات است که همان معرفت حق به خود حق است؛ زیرا هر وجود محدودی از نقطه نظر سعه وجودی قادر نیست که به وجود لاحدّ معرفت و شناخت پیدا کند. لازمه معرفت، عبارت است از همتراز و همدرجه بودن دو رتبه وجودی نسبت به یکدیگر. این حدّ وجودی از نقطه نظر معرفت نسبت به آن شیء، در آن حدّ قرار بگیرد. اگر در آن حدّ قرار گرفت، خصوصیات آن مرتبه وجودی در آن معروف، برای عارف منکشف و خصوصیات آن رتبه وجودی برای معلوم نسبت به عالِم روشن میشود. و اگر در آن مرتبه از وجود قرار نگرفت، اطّلاع و علم و آگاهیاش نسبت به آن معلوم، اطّلاع ناقصی خواهد بود، نه اطّلاع تامّ و اطّلاع کامل. زیرا کما هو هو نسبت به آن معلوم اشراف پیدا نکرده است.
الآن ما رفیق خودمان را میبینیم؛ خب نسبت به اوضاع او تا حدودی اطّلاع داریم که این فرزند کیست، پدرش کیست، مادرش کیست، چه سالی متولّد شده است، تحصیلاتش چقدر است، میزان اطّلاعاتش چقدر است، اخلاقیاتش چطور است، آدم بخیل و مُمسِکی است یا آدم جواد و بخشندهای است؟ خوش اخلاق است؟ بداخلاق است؟ ... اینها را به واسطه مرور زمان و ارتباط با او کمکم به دست میآوریم. نکات ضعفی که دارد، نکات قوّتی که دارد؛ تحمّلش چقدر است، نسبت به جریانات و حوادث، و امور نامناسب و نامطلوب چقدر تحمل دارد، حلم دارد؟ بعضیهای وقتی یک خرده مسئله عوض میشود، زندگیشان یک خرده بالا و پایین میرود، آخشان درمیآید و صدایشان به عرش میرسد!.
- فقرهاى از دعاى ابوحمزه ثمالى امام سجاد عليه السلام

